بيت
شكر مىگويم كه خانِ عرصهء دوران « « 14 » » رسيد * خانِ دينْپرور عبيد الله غازى خان رسيد
به اندك مرضى « « 15 » » مرغ روحش « « 16 » » از قفس تن پرواز نمود « « 17 » » و در جوار مزار « « 18 » » جدّ بزرگوارش مدفون گشت « « 19 » » .
[ 146 ] ذكر جميل قدوة العلماء مولانا « « 1 » » عصام الدين ابراهيم
از علماى متبحّر « « 2 » » بود و در اكثر علوم تصانيف نيكو داشت « « 3 » » بتخصيص در فنّ عربيّت « « 4 » » . انشايش به مرتبهاى بوده كه معانى كثير را در كلام موجز قصير در كمال بلاغت بيان كرده « « 5 » » ، قصر اطناب مىكرد « « 6 » » . و با وجود كثرت « « 7 » » مشاغل روزگار در « « 8 » » روز آن مقدار « « 9 » » درس گفتى كه حوصلهء بشرى متحمّل آن نبودى . و شب « « 10 » » چندان درر « « 11 » » و لآلى سفتى كه گويا هيچ جزو شب از اجزاى مسودّهاش « « 12 » » خالى نيست . [ [ گويند : مولانا وقتى كه تفسير سورهء يوسف عليه السّلام مىنوشتهاند ، در واقعه ديده كه جوانى بغايت جميل ظاهر شده در برابر ملّا كفهاى دست برهم مىزد ، و در دستهايش چيزها نوشته بود . و اين بيت از آن جمله به خاطر شريف مولوى مانده « « 13 » » ] ] :
هامش
( 14 ) .Pعرصهء عالم
( 15 ) .Bفرصتى
( 16 ) .Pروح پرفتوحش
( 17 ) .Pنموده
( 18 ) .P« مزار » ندارد
( 19 ) .Pاست
[ 146 ] :
( 1 ) .P« مولانا » ندارد
( 2 ) .Pعظام
( 3 ) .P , Kدارد
( 4 ) .Pبتخصيص در فن عربيت قوهء عظيم داشت
( 5 ) .Pانشايش به مرتبهاى بود كه معانى كثيره در كلام موجز درج مىنمود و در كلام بلاغت بيان كرده
( 6 ) .Pمىفرمود ، بعد از « مىفرمود » ؛ اين عبارت را دارد : « حضرت عبيد الله خان بعد از پيشين رباعى گفته فرستادند ، ملّا تا نماز شام رسالهاى عربى در آن بابت تصنيف كردهاند و يك مصراع رباعى را ششصد و پنجاه و شش معنى گفتهاند »
( 7 ) .P« كثرت » ندارد
( 8 ) .P , K« در » ندارد
( 9 ) .Pآن قدر
( 10 ) .Pو شب + با كثرت مزاحمت
( 11 ) .Pدرّ
( 12 ) .Pسوادش
( 13 ) . عبارات داخل قلاب درPبه اين صورت آمده : « در زمانى كه تفسير سورهء حضرت يوسف عليه السلام مىنوشت درو واقعه دست داده بر اين وجه كه جوانى در كمال حسن و جمال در مقابله ظاهر شده و هر دو دست خود را بر يكديگر مىزده و در هر بارى كه دست خود را برهم مىزدى در كفهاى او خطوط نورانى ظاهر مىشده چنانكه به يك بار اين بيت نمودار شد »