تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 184

مساهمون:

ص١٨٤
امير عليشير بود « « 4 » » . روزى در منزل افتخار الأطبّاء « « 5 » » مولانا سلطان محمود طبيب ، اكابر جمع بودند ، ملّا مير واعظ گفت « « 6 » » كه " چون امير عليشير عمارت مسجد جامع را به اتمام رسانيده « « 7 » » ، مولانا درويش على مذكور تاريخى گفته ، و هو هذا : « « 8 » » بيت « « 9 » »
تاريخِ عمارتش اگر مىخواهى * ارقام عناصر است و صفر و افلاك
[ [ و ازين عدد نهصد و چهار خواسته ، و آن را در كاشين نقش كرده‌اند و تحسين نموده‌اند . فقير گفت كه هندسه را از چپ به راست مىخوانند ، آنچه اوّل مذكور مىگردد در آخر مكتوب مىشود . اگر در بحرى ديگر چنين مىگفت كه : « ز ارقام افلاك و صفر و عناصر » ؛ بىدغدغه مىبود « « 10 » » ] ] . بحث بسيار شد ، اكثر فضلا « « 11 » » به جانب فقير آمدند ، امّا ناقل از نقل خويش انتقال ننمود « « 12 » » . و اللّه أعلم بالصّواب « « 13 » » . و مولانا ابو القاسم مذكور « « 14 » » اهليّت تمام داشت و كليّات طب را نيكو ورزيده بود و بر جزئيات استحضار حاصل كرده « « 15 » » ، و فضايل ديگر را نيز بدست آورده « « 16 » » . ابيات و اشعار نيكو دارد « « 17 » » و اين معمّا به اسم « نور » از سخنان دلاويز اوست « « 18 » » : بيت
ندارى باورم اى لاله رخسار * كه گشتم در غمِ عشق تو بيمار « « 19 » »
و اين مطلع نيز به او منسوب است : « « 20 » »
هامش
( 4 ) .Pبوده ( 5 ) .Pافتخار الأولياء ( 6 ) .H , Pمير ملاى واعظ كه از افاضل خراسان بود فرمود ( 7 ) .Pتمام كرد ( 8 ) .P+ فضلا تاريخها گفتند مولانا درويش على گفت ( 9 ) .Pشعر ( 10 ) . عبارات داخل قلاب درPبه اين صورت آمده است : « اهل هرى استحسانها نمودند و در كاشين عمارت نقش كرده‌اند و ازين عدد نهصد و چهار خواسته . فقير گفت : در هندسه آنچه اول مذكور مىشود چون مىنويسند آخر مكتوب مىگردد ، چون از چپ به راست مىرود بر اين تقرير چهارصد و نه مىشود و اگر بحر ديگر بدين نوع مىگفت كه : از ارقام افلاك صفر و عناصر ؛ بىدغدغه مىبود ( 11 ) .P , H , Kو بسيارى از فضلا ( 12 ) .Pامّا ناقل سخت ، نقل ننموده ثابت قدم بماند ( 13 ) .P« و اللّه . . . بالصواب » ندارد ( 14 ) .Pملّا ابو القاسم ( 15 ) .Pدر طب تجربهء كلى حاصل كرده بر جزئيات علاج مطلع بود ( 16 ) .Pو به غير از طب فضايل ديگر نيز آورده بود ( 17 ) .Pاشعار بسيار دارد ( 18 ) .Pبه اسم نور الدين به دو منسوب است ( 19 ) .Pبعد از بيت اين جمله را دارد : چون زرامادر دارى مىشود ( ؟ ) ( 20 ) .Pو اين مطلع به دو منسوب است