[ 133 ] ذكر جميل حافظ مير احمد خطيب
از شاگردان مشهور « « 1 » » حافظ كلان است [ [ در شاطبى وقوف تمام داشت و در ساير علوم خود را مطلق العنان مىپنداشت « « 2 » » ] ] و هر هفته خطبهء بليغه انشاء كرده « « 3 » » در كلام موجز قصير « « 4 » » معانى كثير « « 5 » » بيان مىنمود « « 6 » » . و گاهى به شعر هم التفاتى داشت « « 7 » » . وقتى كه والد فقير سيّد پادشاه خواجه را در بلخ تكليف شيخ الاسلامى نمودند ، حافظ اين قطعه را به طريق تهنيت گفته : « « 8 » »
نظم
شيخ الإسلام چون شدى خواجه « « 9 » » * اهل اسلام را پناه تويى « « 10 » »
پادشه كرد « « 11 » » شيخ الإسلامت * شيخ الإسلامِ پادشاه تويى « « 12 » »
اهل بلخ به سمع قبول استماع نمودند و در تحسين حافظ افزودند « « 13 » » . سنّ شريفش از شصت متجاوز بود كه به جوار رحمت حق پيوست « « 14 » » .
[ 134 ] [ ذكر جميل ] مولانا رفيع طبيب « « 1 » »
ولد ارشد مولانا محمّد مزيد است . اكثر علوم را ورزيده بود « « 2 » » و خط را در خدمت مولانا سلطانعلى مشهدى به كمال رسانيده بود « « 3 » » . و در فنّ موسيقى دستى داشت . در « « 4 » » قانون گوشتاب
هامش
- خواجهء احرار پارسا رحلت نمود
[ 133 ]
( 1 ) .Pمعتبر
( 2 ) . عبارت داخل قلاب در چنين آمده : « مولويت نيكو داشت در اكثر علوم خود را مطلق العنان مىپنداشت از لفظ و معنى كلام ملك علام با وقوف بود . شاطبى را باستحقاق درس مىفرمود
( 3 ) .Pنموده
( 4 ) .P , H« قصير » ندارد
( 5 ) .Pكثير
( 6 ) .Pمىفرمود
( 7 ) .Pطبعش موزون بود گاه به تقريبى شعر مىگفت
( 8 ) .Pدر زمان والد فقير به سيد پادشاه خواجه در بلخ تكليف به شيخ الاسلامى كردند اين قطعه در آن مورد گفته فرستاد
( 9 ) .Pحافظ
( 10 ) .Pپناهى تو
( 11 ) .Pساخت
( 12 ) .Pپادشاهى تو
( 13 ) .P« اهل بلخ . . . افزودند » ندارد
( 14 ) .Pاز شصت تجاوز نموده كه از دار فنا به دار بقا رحلت فرموده و در فتحآباد مدفون است
[ 134 ] :
( 1 ) .P« طبيب » ندارد
( 2 ) .Pاكثر علوم ورزيده بود و وقوف تمام داشت
( 3 ) .Pدر علم طب و خط نسخ و تعليق را در نزد مولانا سلطانعلى مشق كرده از جملهء خوشنويسان شده بود
( 4 ) .P« در » ندارد