بيت
خوبانِ هرى « « 20 » » خوبتر از آبِ حياتند * بسيار رباينده و شيرينْحركاتند
و اين رباعى او نيز بغايت مشهور است ، و خوب گفته « « 21 » » :
رباعى
اى دل غمِ يار « « 22 » » و نالهء زار خوشَست * خونِ جگر و ديدهء خونبار خوشست
غير از غمِ يار هرچه حاصل كردم « « 23 » » * حاصل همه هيچ است غم يار خوشست
قريب به نود سالگى رسيده بود كه وفات يافت . در مسجد جامع بيگم ساكن بود ، همانجا مدفون است « « 24 » » .
[ 137 ] ذكر مولانا ابراهيم گنده « « 1 » »
از ولايت خراسان است . از فضايل خالى نبوده و در مدرسهء فارجك « « 2 » » به درس قيام مىنمود . و مذاق بر مشرب ملّا غالب بود و نظر نام منظورى داشت .
بيت
از آن اهلِ نظر در غم اسيرند * كه منظوران بغايت بىنظيرند
و رقيبى داشت ملقّب به گنده ، و منظور را به وى نظرى بود و بدان سبب يك دم از پيش نظر دور نمىشد . مولانا اين رباعى به اين تقريب گفتهاند :
رباعى
اى گنده الهى كه تو صد پاره شوى * تا چند بلاى دل بيچاره شوى
پيوسته تو را پيشِ نظر مىبينم * باشد كه ز پيشِ نظر آواره شوى
هامش
( 20 ) . در حاشيه نسخهء « جهان » نوشته شده
( 21 ) .Pو اين رباعى او بسيار مشهور است
( 22 ) .Bديار
( 23 ) .Pگرديد ، كرديم
( 24 ) .Pدر مسجد جامع بيگم خانهاى داشت بغايت تنگ و آنجا نقل نموده عمرش به نود رسيده بود
[ 137 ] :
( 1 ) . اين شرح حال در نسخهءPنيامده
( 2 ) .Hخارجك