است - متعرّضانه معامله مىكرد . و اين بيت او ناطق اين معنى است « « 16 » » :
بيت
گرچه آن « « 17 » » سلطانعلى از مشهد « « 18 » » است * ليك اين سلطانعلى از اوْبِه است
و حضرت خان شيبانى آيهء كريمهء
« فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ »
را به قلم جلى نوشته بوده و از فضلاى خراسان طلب تحسين نموده « « 19 » » . حافظ در تعريف آن گفته « « 20 » » :
اى خانِ « « 21 » » جهانگير كه از لطفِ الهى * بر مسندِ اقبال تويى خسرو جمجاه
تا لوح و قلم هست كسى در همه عالم * ننوشت « « 22 » » به خوبى چو خط خوب تو دلخواه
بر خوبى خطّت دو گواهى « « 23 » » به عدالت * كافيست دو كافِ « « 24 » » فسيكفيكهم الله
و به اين مصراع ملقّن حضرت خواجهء احرار بوده است : « « 25 » »
مصراع
حضورى گر همى خواهى ازو غايب « « 26 » » مشو حافظ
طبع دقيق رفيق داشت « « 27 » » و اين رباعى را لطيف « « 28 » » گفته :
رباعى
لعليست لبت كه بِه ز ياقوتِ ترست * دُرْ جِيست دهانت كه لبالب گهرست
بر ماهِ رخت نه يك هلال از ابروست * هر موى ز ابرويت هلالى دگرست « « 29 » »
در سنّ صد و نه رحلت نموده « « 30 » » .
هامش
( 16 ) .Pكه ملك الكتاب است در باب خط تعرضى داشته و درين بيت بدان سبب اشارتى فرموده
( 17 ) .P« آن » ندارد
( 18 ) .Pدر مشهد
( 19 ) .K , Pآيه« فَسَيَكْفِيكَهُمُ اللَّهُ »را جلى نوشته طلب تحسين از افاضل مىنمودهاند
( 20 ) .Pفرموده
( 21 ) .Pشاه
( 22 ) .Pپيوسته
( 23 ) .Pگواه
( 24 ) .P , Hچو كاف
( 25 ) .Pو غايبانه به حضرت خواجه احرار ارادتى داشته و ايشان به اين مصراع حافظ را تلقين نمودهاند
( 26 ) .Pازو غافل
( 27 ) .Pو در شعر طبع نيكو داشت
( 28 ) .Pنيكو ،Hبه لطف
( 29 ) .Pهر موى ز ابرويت هلال دگرست
( 30 ) .Pسن شريفش به صد و نه رسيده بود چون جوانان سبك روح نقل و تحويل مىنمود و در خانقاه حضرت