غزل
ز راه راست گر آهنگ « « 55 » » مىكنى به حجاز * ز اصفهان گذرى جانبِ عراق انداز
به ناقه زَنْگُله در گردن از رهاوى بند « « 56 » » * ز بوسليك حُسينىْ صفت برآر آواز
مشو بزرگ و ز روى نياز كوچك باش « « 57 » » * در آن « « 58 » » مقام به عُشّاقِ بينوا پرداز
كَوَشت و ماره و كَردانيه چو برخوانى « « 59 » » * نواز پردهء نوروز و سَلمك و شهناز « « 60 » »
به گوشِ جان شنو از كوكبى كه كرد ادا « « 61 » » * به چار بيت ده و دو مقام و شش آواز « « 62 » »
گويند : از هرى به مشهد امام رضا رفته و در بازگشتن به دست قطّاع الطريق شهيد گشته « « 63 » » . و اين مقطع او بغايت خوب و مرغوب واقع شده « « 64 » » :
چون كوكبىِ حيران ، شادم به غم خوبان * عشق است « « 65 » » مرا پيشه ، هركس هنرى دارد « « 66 » »
[ 103 ] مولانا سنگى
از سنگ ، نام قريهاى است از ولايت فرغانه « « 1 » » . سخنان محكم متين « « 2 » » دارد و اين مطلع او مخيّل و رنگين واقع شده « « 3 » » :
نظم
سنگىِ مسكين ندارد قدر اندر جاى خويش * لعل را قدرى نباشد تا برون نايد ز سنگ
هامش
- كالنقش فى الحجر باقى مىماند
( 55 ) .P , Hچو آهنگ
( 56 ) .Pبه ناقه زنگله در پرده رهاوى بند
( 57 ) .Pمشو بزرگ ز راه نياز و كوچك باش
( 58 ) .Pاين
( 59 ) . ز گوشت پاره (Hمايه ) و گرد آينه چو برخوانى
( 60 ) .Pشهباز
( 61 ) .Bاذا
( 62 ) .Pبه چار بيت ده دو مقام شش آواز
( 63 ) .P« گويند از هرى . . . گشته » را ندارد
( 64 ) .Pو اين مقطعش بىنظير افتاده
( 65 ) .B« است » ندارد
( 66 ) . بعد از شعر اين عبارت در آمده : « وقتى كه از هرى به بخارا مراجعت نموده ، در راه شهد شهادت چشيده
[ 103 ] :
( 1 ) .H , Pاز سنگ فرغانه است
( 2 ) .H , P« متين » ندارد
( 3 ) .Pو اين مقطعش رنگين و آبدار است