انشراح قلب زبان به شعر نيز « « 5 » » مىگشوده . و اين مطلع تركى « « 6 » » به دو منسوب است :
نظم
را گويدا جان قالدى ميندين يادگار اندا * قيلورمين ناله لارمين سوندا و جان فگاراندا
[ 101 ] مولانازادهء لاهجى « « 1 » »
از اشراف لاهجان « « 2 » » است . فضيلتى « « 3 » » تمام داشته ، پايهء سخن او در فنون شعر بلند است « « 4 » » و اشعار لطيفش دلپسند « « 5 » » . و اين معمّا را به اسم امير شيخم نيكو گفته است : « « 6 » »
معمّا به اسم « « 7 » » مير شيخم
دو سه روزى كه در زمانه خوشيم * باده با مهوش « « 8 » » خوشى بكشيم
هرگاه كه « مى » با « رى » « « 9 » » و كلمهء « شيخ » و « شيب كشيم » ، كه « ميم » است ، جمع شود ، مقصود بحصول مىپيوندد .
[ 102 ] مولانا كوكبى « « 1 » »
از بخاراست « « 2 » » در موسيقى بغايت پرزور است و در تأليف و تصنيف صوت و عمل ، مقرّر و مشهور « « 3 » » . و تدوين « « 4 » » اين علم « « 5 » » به فيثاغورث حكيم نسبت مىكنند « « 6 » » و در مأخذ دوازده مقام اختلاف است . بعضى برآنند كه « « 7 » » چون حضرت موسى عليه السلام [ [ مأمور گشت از حقّ تعالى كه عصا بر سنگ زند ؛ زيرا كه جهت قوم بنى اسرائيل آب طلب كرده بود ؛ كما قال
هامش
( 5 ) .P« نيز » ندارد
( 6 ) .P , H« تركى » ندارد
[ 101 ] :
( 1 ) .Pملازادهء لاهيجانى
( 2 ) .Pلاهيجان
( 3 ) .P , Hفضيلت
( 4 ) .P , Hدر شعر بلند
( 5 ) .P , Hدلپسند + است
( 6 ) .Pبسيار نيكو گفته
( 7 ) .B« معما به اسم » ندارد
( 8 ) .H , Bمهوشى
( 9 ) .Pهر گه كه محلا برمى
[ 102 ] :
( 1 ) .Pمولانا نجم الدين كوكبى
( 2 ) .P« از بخاراست » ندارد
( 3 ) .P , Hدر موسيقى كمال او زور و تأليف و تصنيف او مشهور است
( 4 ) .Pكه تدوين
( 5 ) .H , Pعلم + را
( 6 ) .P« مىكنند » ندارد
( 7 ) .P« برآنند كه » ندارد