تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
اللّه تعالى فى كتابه العزيز :
وَ إِذِ اسْتَسْقى مُوسى لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاكَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ؛
الآيه . و چون حضرت موسى عليه السّلام عصا بر سنگ زد ، دوازده چشمه جارى شد . و از هر چشمه‌اى آب به ترانه و صوت مختلف مىريخت « « 8 » » ] ] . ندايى شنيد كه موسى ق « « 9 » » ؛ يعنى اين آهنگها را در خاطر « « 10 » » نگاهدار . و آن آهنگها دوازده مقام « « 11 » » مشهور است . و به اين مناسبت اين علم را موسيقى نام كرده‌اند . و جمعى برآنند كه از اصطكاكات افلاك گرفته‌اند و لهذا « « 12 » » هر مقامى « « 13 » » را به برجى نسبت مىكنند و مىگويند « « 14 » » كه غذاى ارواح در حظاير « « 15 » » قدس نغمه بود « « 16 » » ازين جهت جميع « « 17 » » نفوس را از نغمات « « 18 » » التذاذى هست و شعبه‌دانان بلند آوازه هر يك « « 19 » » ازين اصوات فلكى « « 20 » » را مقامى ناميده‌اند ، و گوينده راز « « 21 » » و سازندهء سازهاى دلنوازند . نظم
عشق در پرده مىنوازد ساز * عاشقى كو كه بشنود آواز
و حكماى هند گويندهء اين قول‌اند كه پارهء روده « « 22 » » بر شاخ « « 23 » » درختى به منزلهء تارى محكم شده بوده « « 24 » » و به تقلّب ادوار و تغلّب هبوب « « 25 » » رياح در ليل و نهار از او نغمات مختلفه ظاهر مىشده ناگاه « « 26 » » عاشقى گرفتار « « 27 » » در چنگ هجر به مضراب غم از اوتار قانون سينه نغمه‌اى مانند عودساز كرده بوده « « 28 » » چون سيم اشك به هر گوشه مىدويده ، به مضمون « « 29 » » الأصوات الطّيّبة هى مخاطبات الحقّ إلى العبد آن « « 30 » » صداى خوش و آن نواى « « 31 » » دلكش به گوش هوش رسيده « « 32 » » و خاطر حزينش به آن « « 33 » » آرميده ؛ به شكل كمانچه‌سازى ساخته در ضمن قوانين تأليف بدان نغمات
هامش
( 8 ) . عبارات داخل قلاب درP , Hبه اين صورت آمده : « به امر اضرب العصاك الحجر ، عصا بر سنگ زدند ،فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَيْناً ،و از هر چشمه به ترانه مىريخت . ( 9 ) .Pقى ( 10 ) .P« در خاطر » ندارد ( 11 ) .Pو از آن دوازده مقام ( 12 ) .P« و جمعى . . . و لهذا » ندارد ( 13 ) .Pهر مقام ( 14 ) .P« و مىگويند » ندارد ( 15 ) .Pطاير ( 16 ) .H , Kبوده ( 17 ) .Pهمه ( 18 ) .P , Hنغمه ( 19 ) .Pهر يكى ( 20 ) .Pبروج + فلكى ( 21 ) .Pناميده گويندهء اين راز ( 22 ) .Pروده‌اى ( 23 ) .P , H« شاخ » ندارد ( 24 ) .Pتارى كشيده شده بوده ( 25 ) .Pو به تغلّب و تقلّب هبوب ( 26 ) .P« ناگاه » ندارد ( 27 ) .P« گرفتار » ندارد ( 28 ) . « بوده » ندارد ( 29 ) .Pناگاه + به مضمون ( 30 ) .Pآن ( 31 ) .P , Hو اين نداى ( 32 ) .Pبه گوش و هوش او از آن تار رسيده ( 33 ) .P , K« به آن » ندارد