[ 92 ] ذكر جميل بيرام خان
از امراى معتبر همايون پادشاه بوده و به منصب امير الامرائى مشرّف گرديده « « 1 » » . در تمام قلمرو پادشاه « « 2 » » تصرف مىنموده . و جمعى « « 3 » » كه به ملازمت او « « 4 » » رسيدهاند بسيار زيبا « « 5 » » تعريف مىكنند به تخصيص در قواعد جهانبانى « « 6 » » و كشورستانى . و ارباب فضل و اصحاب فهم را رعايتهاى خوب « « 7 » » و تربيتهاى مرغوب مىنموده ، بذل و سخاوتش « « 8 » » بىنظير و حسن « « 9 » » اختلاطش دلپذير بوده . و در ايّام دولت پادشاه جمجاه ابو المظفّر « « 10 » » جلال الدين محمد اكبر « « 11 » » - خلّد اللّه تعالى ملكه - [ [ حسّاد بد نهاد بر او حسد بردهاند و دولت و مكنتش از دست رفته ، آخر كار بعد از فتنهء بسيار رخصت سفر حج حاصل كرده و در اثناى آن راه شهيد گشته « « 12 » » ] ] . طوطى طبع شكّرريز داشته ، و اين مطلع « « 13 » » از سخنان شيرين اوست :
نظم
من كيستم عنانِ دل از دست دادهاى * از دستِ دل به راه غم از پا فتادهاى
و اين غزل و تركى نيز از سخنان دلآويز شهدآميز اوست « « 14 » » :
غزل
اى كونكول مژده كه اوّل سرو خرامان كيلادور * بانگى ما شد ين تن افسرده ارا جان كيلادور
ينه كوزم او چه دور شاد ليغ اشكينى تولوب * مگر اول مردمك ديدهء گريان كيلادور
سينه خلوت گينى خالى ايتك جان و كونكول * كيم بو منزلغه بوكون ههمان كيلادور
[ 92 ] :
هامش
( 1 ) .Pگشته
( 2 ) .P , H« پادشاه » ندارد
( 3 ) .Pجماعتى
( 4 ) .P , Kخدمتش
( 5 ) .Pزيبا
( 6 ) .Pجهانبانى + و كشورگشايى
( 7 ) .P , Hو ارباب فضيلت را رعايت خوب
( 8 ) .Pسخايش
( 9 ) .P« حسن » ندارد
( 10 ) .Pدر زمان دولت ابو المظفر
( 11 ) .Pاكبر + شاه
( 12 ) . عبارات داخل قلاب در نسخهءPبه اين صورت آمده : حساد حسد برده زمان اختيارش از دست ربودهاند در راه حج در سر كشتى به قتل رسيده طوطى طبع شكرريز داشته
( 13 ) .Bابيات
( 14 ) .Pو اين غزل از سخنان شهدآميز و شكرريز اوست