[ 88 ] ذكر جميل شيخ ابو الوجد « « 1 » »
او اولاد امجاد حضرت شيخ زين الدّين خوافى « « 2 » » است - قدّس سرّه - در فضايل « « 3 » » و خوشطبعى فريد « « 4 » » دهر و شهرهء شهر بوده ، سخنان غريب دلفريب دارد . مدّتى در خدمت بابر پادشاه مىبوده « « 5 » » و پادشاه مذكور به الطاف و اكرامش « « 6 » » سرافراز مىنموده ، و اين غزل از كلام بلاغت نظام اوست :
نظم
گرفت برقع خطّ ماه روى « « 7 » » جانان را * حجاب كفر بپوشيد نور ايمان را
هنوز بر سرِ آن كوى ناگرفته وطن * دل از غريبْنوازى گرفت جانان را
درازعمرتر از من كسى نخواهد بود * اگر ز عمر شمارند روزِ هجران را
به غيرِ صورتِ خوبِ تو كى رسد به خيال * اگر خيال توان كرد معنى جان را
حديثِ لعل لبش فارغى مگو با غير * مبر ز بهرِ خس و خار آب حيوان را
و اين مطلعش نيز « « 8 » » بسيار خوب واقع شده است : « « 9 » »
بيت
جانِ من ! از ديده در دل مىكنم منزل ترا * تا نهان از مردمان بينم به كامِ دل ترا
[ 89 ] ذكر جميل شيخ زين 42
از اقرباى شيخ ابو الوجد مذكور است « « 1 » » به فضايل سنجيده و خصايل پسنديده معروف و موصوف است « « 2 » » . طبع سليم و ذهن مستقيم داشته و مدّتى « « 3 » » در ملازمت بابر پادشاه و [ 88 ] :
هامش
( 1 ) .Pابو الواحد
( 2 ) .P« خوافى » ندارد ، حافى
( 3 ) .H , Pفضل
( 4 ) .Pمزيد
( 5 ) .Pبوده
( 6 ) .Pو با الطاف اكرامش
( 7 ) .Pروى ماه
( 8 ) .P« نيز » ندارد
( 9 ) .Pواقع شد
[ 89 ] :
( 1 ) .P , H« از اقرباى . . . است » ندارد
( 2 ) .Pبه فضايل سنجيده موصوف و به خصايل پسنديده معروف است
( 3 ) .P« و مدتى » ندارد