كثرت فراست مشهور است « « 7 » » ، و در زمان خان شيبانى نيز « « 8 » » اعتبار تمام يافته . [ [ و در زمان قزلباش نيز بسى معتبر بوده . و از منصب قضا به منصب امارت انتقال يافته و دستگاه عظيم پيدا كرده . اتّفاقا يكى از اوباش بدمعاش كه ملازم او بوده و از او رنجيده و شبى او را در باغ شمشيرى زده و به قتل آورده . و در آن اوان در سنّ بيست سالگى بوده تقريبا ، و در حسن صورت و سيرت نادر الوقت بوده و طبعش در شعر بسيار نيكو بوده و اين لغز را بهر خاتم خوب گفته « « 9 » » ] ] :
لغز
چيست آن قلب رو كه صورت او * چون ركابِ شه جهان باشد
از سيهروييش شود ظاهر * هرچه در سينهاش نهان باشد
در شهر كهنهء مرو « « 10 » » در جوار مزار بزرگوار بريده و حكم مدفون است « « 11 » » .
[ 91 ] ذكر جميل شاه قوام الدّين حسين « « 1 » »
در طرشت رى مىبوده . از سادات نوربخشيّه است . طرشت در زمان او بسيار معمور شده و سبب خرابى حال او گشته ، و او را به سركشى متّهم ساخته ، قصد كشتن « « 2 » » او كردهاند . بدان تقريب در ايّام گرفتارى اين بيت را گفته « « 3 » » :
دلم پيچيده طوماريست در وى داستان غم * چه بگشايم كه بوى خون ازين طومار مىآيد
آخر حاكم تبريزش به قتل آورده است « « 4 » » .
هامش
( 7 ) .Pمشهور + بوده است
( 8 ) .Pسمت
( 9 ) .Pعبارات داخل قلاب به اين صورت آمده : « در زمان قزلباش يكى از اوباش بدمعاش او را در بيست و يك سالگى به قتل آورده طبع نيكو داشته لغز را به جهت خاتم نيكو گفته
( 10 ) .P« در شهر . . . مرو » ندارد
( 11 ) .Pدر حوار بريده و احكم مدفون است
( 1 ) .Pذكر جميل شاه قيام الدين
( 2 ) .Pخون
( 3 ) .P« اين بيت را » ندارد
( 4 ) .Pآخرش حاكم تبريز به قتل آورده