كرد « « 12 » » و طالبان را به حق دعوت مىنمود « « 13 » » . و وقوع خطّ ارشادش در اوايل شهر ذى قعدة الحرام « « 14 » » سنهء سبع و تسعين و ثمانمائه بوده « « 15 » » در خطّهء مهنهء مباركه . در آن خطّه حضرت شيخ را به اين ابيات وصف كردهاند : « « 16 » »
نظم
طايرِ ايوانِ لاهوتى وى است * بلبلِ گلزارِ ناسوتى وى است
هست از آن مرغانِ اوجِ لا مكان * ماوراى چشم و جانش آشيان « « 17 » »
قاصد ار زير آمد از چرخ بلند * تا شكسته بالَكان به روى تنند « « 18 » »
در وى آويزند تا بازان شوند * گرچه جُغدانند ، شهبازان شوند « « 19 » »
[ [ وصف او كردم كه شايد پى بريد * پيش از آن كز فوت او حسرت خوريد « « 20 » » ] ]
گويند : شيخ را كشف قبور بطورى بوده « « 21 » » كه كسانى را كه هرگز نديده و صفتش « « 22 » » نشنيده ، به اندك توجّهى بيان « « 23 » » احوال او مىكرده و صورت و سنّ و مرض موت او را مىگفته . شيخ « « 24 » » به حسب ظاهر حسن تمام داشته و خدمت شيخ جلال تعريف او را چنين كرده كه « كمالى ديدم به زيور جمال آراسته « « 25 » » ، و جمالى ديدم به خطّ و خال كمال پيراسته » . و شيخ جلال را به خدمت شيخ عماد الدين به حسب ظاهر تعلّقى بوده « « 26 » » ، مىگفته « « 27 » » كه « شيخ روزى به باغى درآمد « « 28 » » ، درختان او را سجده كردند ، فقير اين سخن را به خان سكندرنشان « « 29 » » - خلّد اللّه ملكه - گفت ، فرمودند كه شيخ جلال « « 30 » » صورت نياز خود را مشاهده كرده » . امّا به مضمون آيهء كريمهء
وَ النَّجْمُ وَ الشَّجَرُ يَسْجُدانِ
سجده از درخت غريب نيست « « 31 » » . خدمت شيخ « « 32 » » جلال نوشته كه شيخ عماد الدين طريقهء علّيهء شريفهء حضرات « « 33 » » خواجگان - قدّس اللّه تعالى أسرارهم - را بسيار معتقد بوده « « 34 » » و مىفرمود كه طريقهء ايشان بر وجهى افتاده كه عقل سليم را از قبول آن چاره نيست .
هامش
( 12 ) .Pخط اجازه حاصل كرده
( 13 ) .Pمىكرده
( 14 ) .Pالحرام + است
( 15 ) .P« بوده » ندارد
( 16 ) .Pدر مهنهء مبارك بود در آن خطه اين ابيات شيخ او را وصف نموده
( 17 ) .Pاو از آن مرغان باغ لا مكان است * ماورائى جسم و جانش آشناست( 18 ) .Pقاصدى زير آيد از چرخ بلند * تا شكسته سالكان دردمند( 19 ) .Pدرو آويزيد تابان شويد * گرچه جغدانيد شهبازان شويد( 20 ) .P« بيت داخل قلاب را » ندارد
( 21 ) .Pكشف قبور شيخ بطورى بوده
( 22 ) .Pصفتش + را
( 23 ) .Pتفصيل
( 24 ) .P« شيخ » ندارد
( 25 ) .Pپيراسته
( 26 ) .Pبه خدمت تعلقى به حسب ظاهر بوده
( 27 ) .Pمىگفت
( 28 ) .P , Hبه باغ درآمده
( 29 ) .Pاسكندر
( 30 ) .P , H« جلال » ندارد
( 31 ) .Pاز شجره عجيب نيست
( 32 ) .P« شيخ » ندارد
( 33 ) .Pشيخ طريقهء حضرات
( 34 ) .Pبود