تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
مطلع
لبِ ميگون ساقى خنده بر تقوا شعاران زد * به غمزه چشم مستش راه بر شب‌زنده‌داران زد « « 1 » » ]

[ 83 ] ميرزا قائلى « « 1 » »

ولد امير تويوم است و اين قطعه را در وصف « « 2 » » حجرهء خود گفته : قطعه
قايلى « « 3 » » از براى جانانش * ساخت اين حجره را به صد اخلاص هركه آمد درين « « 4 » » خجسته مقام * گشت از محنتِ زمان خلاص
[ [ در عين جوانى وداع جهان فانى نموده و در سرير امير تويوم مذكور مدفون است « « 5 » » ] ] .

[ 84 ] ميرزا لوايى « « 1 » »

ولد توقچى خان « « 2 » » مذكور است . طبع نيكو داشته و در ميدان سخنورى لواى نظم مىافراشته « « 3 » » . و اين مطلع به دو منسوب گشته : « « 4 » » نظم
بر هر زمين كه پاى نهد گلرخى « « 5 » » چنين * بوى بهشتِ عدن وَزَد زان گلِ زمين

[ 85 ] ميرم سياه

از ولايت « « 1 » » خراسان است و خالى از فضيلتى نبوده « « 2 » » و اكثر اوقات خود را « « 3 » » صرف هجو « « 4 » » [ 82 ] :
هامش
( 1 ) .P , Bشرح حال صدقى را ندارند ، براساسHافزوده شد . [ 83 ] : ( 1 ) .Pميرزا قاتل ( 2 ) .Pبه جهت ( 3 ) .Pقاتلى ( 4 ) .Pبدين ( 5 ) .Pعبارات داخل قلاب را ندارد ( 1 ) .Pذكر جميل ميرزا نمدى ؛Hالوائى ( 2 ) .Hتوغجى ،Pتوغى جان ( 3 ) .Bعلم نظم مىافراشت ( 4 ) .P+ است ( 5 ) .Pگلرخ ( 1 ) . « ولايت » ندارد ( 2 ) .Pبىفضيلتى نبوده ( 3 ) .B« را » ندارد ( 4 ) .Pهجا