مطلع
لبِ ميگون ساقى خنده بر تقوا شعاران زد * به غمزه چشم مستش راه بر شبزندهداران زد « « 1 » » ]
[ 83 ] ميرزا قائلى « « 1 » »
ولد امير تويوم است و اين قطعه را در وصف « « 2 » » حجرهء خود گفته :
قطعه
قايلى « « 3 » » از براى جانانش * ساخت اين حجره را به صد اخلاص
هركه آمد درين « « 4 » » خجسته مقام * گشت از محنتِ زمان خلاص
[ [ در عين جوانى وداع جهان فانى نموده و در سرير امير تويوم مذكور مدفون است « « 5 » » ] ] .
[ 84 ] ميرزا لوايى « « 1 » »
ولد توقچى خان « « 2 » » مذكور است . طبع نيكو داشته و در ميدان سخنورى لواى نظم مىافراشته « « 3 » » . و اين مطلع به دو منسوب گشته : « « 4 » »
نظم
بر هر زمين كه پاى نهد گلرخى « « 5 » » چنين * بوى بهشتِ عدن وَزَد زان گلِ زمين
[ 85 ] ميرم سياه
از ولايت « « 1 » » خراسان است و خالى از فضيلتى نبوده « « 2 » » و اكثر اوقات خود را « « 3 » » صرف هجو « « 4 » » [ 82 ] :
هامش
( 1 ) .P , Bشرح حال صدقى را ندارند ، براساسHافزوده شد .
[ 83 ] :
( 1 ) .Pميرزا قاتل
( 2 ) .Pبه جهت
( 3 ) .Pقاتلى
( 4 ) .Pبدين
( 5 ) .Pعبارات داخل قلاب را ندارد
( 1 ) .Pذكر جميل ميرزا نمدى ؛Hالوائى
( 2 ) .Hتوغجى ،Pتوغى جان
( 3 ) .Bعلم نظم مىافراشت
( 4 ) .P+ است
( 5 ) .Pگلرخ
( 1 ) . « ولايت » ندارد
( 2 ) .Pبىفضيلتى نبوده
( 3 ) .B« را » ندارد
( 4 ) .Pهجا