تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

[ 63 ] مولانا فيضى « « 1 » »

از قريهء جناباد است كه از اعمال بلاد خراسان مىشمارند « « 2 » » . از شاعران مشهور است « « 3 » » جامع الفروع و الأصول بوده و از شاگردان پرزور خدمت « « 4 » » مولانا عبد الغفور است . و نسبت ارادت به حضرت مولانا شمس الدّين محمّد روجى « « 5 » » داشته « « 6 » » . الفاظش دلپسند « « 7 » » [ است و ] اشعار نيكو دارد و معانى رنگين از مبدأ فيّاض بر خاطر صافيش « « 8 » » فايض مىگشته . سخنانش دلپذير « « 9 » » و معانيش بغايت « « 10 » » بلند واقع شده . و اين غزلش بسيار خوب و مرغوب است و دو بيت از آن ثبت شد « « 11 » » :
مويى شده‌ام بىخط مشكين رقم او * كو بخت كه آيم به زبانِ قلمِ او مجنون به رهِ عشق ز سر كرد قدم رفت * دارم منِ سرگشته قدم بر قدمِ « « 12 » » او
گاهى اشعار مطايبه‌آميز نيز مىگفته : و اين قطعه را به جهت هلالى و زلالى گفته « « 13 » » : نظم
زلالى را به آن كج‌ْطبعِ ديگر * نمىدانم كه الفت از كجا خاست همانا بهرِ قطعِ راستيها « « 14 » » * دو كج باهم چو مقراض « « 15 » » آمده راست
و اين مطلع دلكش از سخنان بىغش اوست : مطلع
بلندْمرتبه زين خاكِ آستان شده‌ام * غبارِ كوىِ توام گر بر « « 16 » » آسمان شده‌ام
[ 63 ] :
هامش
( 1 ) .Pمولانا كمال الدين فيضى ( 2 ) .P , Kاز قريهء خيابان از اعمال خراسان است ( 3 ) .P« است » ندارد ( 4 ) .H , P« خدمت » ندارد ( 5 ) .Hرومى ،Pروحى ( 6 ) .Pداشته + روج قريه‌اى است از قراى هرى ( 7 ) .H , P« الفاظش دلپسند » ندارد ( 8 ) .Pخاطرش ( 9 ) .Bالفاظ دلپسند ( 10 ) .P« بغايت » ندارد ( 11 ) .Pو از آن دو بيت ثبت افتاده ( 12 ) .Pدر قدم ( 13 ) .Pبه جهت مولانا بلالى و زلالى گفته است ( 14 ) .Pهمانا بهر طبع دوستيها ( 15 ) .Bدو كج را همچو مقراض ( 16 ) .Pبه