[ 67 ] مولانا نادرى سمرقندى
از شعراى نادر العصر است « « 1 » » و سخنان شيرين و نمكين دارد . و اين دو بيت او مشهور است و هموار واقع شده « « 2 » » :
نظم
وه چه خراميست قدِ يار را * بنده شوم آن قد و رفتار را
سوى خرابات گذر نادرى « « 3 » » * در سرِ مَىْ كُن سر و دستار را
[ 68 ] مولانا نصيبى اندجانى
از شاعران خوشگوى است « « 1 » » و از فضيلت بىنصيبى نبوده و اين مطلع نازك « « 2 » » به دو منسوب است :
بيت
به زلفِ پيچ پيچش شانه تا دندانه مىسايد « « 3 » » * ز غيرت هر طرف ديوانهاى زنجير مىخايد « « 4 » »
و بعضى ، اين مطلع ، به ملّا قطب الدّين نسبت مىكنند ، و اللّه تعالى أعلم « « 5 » » .
[ 69 ] جمال هندى « « 1 » »
مرد سالخورده بوده ، در كوچهء تجريد و گوشهء « « 2 » » تفريد سير مىنموده و ساكن مىبوده « « 3 » » .
هامش
( 1 ) .Pاز شعراى ماوراء النهر است
( 2 ) .P , Hو اين دو بيتش را بسيار مىخوانند
( 3 ) .Pنادرى مفلس بىخانمان ؛ مصراع اول و چهارم را به حيث يك بيت دارد و مصراع دوم و سوم را ندارد
( 1 ) .Pخوشگوست
( 2 ) .P , K« نازك » ندارد
( 3 ) .Pمىخواهد
( 4 ) .Pمىخواهد
( 5 ) .P , H« و بعضى . . . اعلم » ندارد
( 1 ) . نسخهءP« جمال هندى » ندارد و اين شرح حال متصل به شرح حال قبل است
( 2 ) .P« گوشه » ندارد
( 3 ) .P« و ساكن مىبوده » ندارد