تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠

[ 60 ] لسانى مروى « « 1 » »

شعرش شهرتى تمام دارد « « 2 » » و سخنانش بىچاشنى نيست و اين غزل در السنهء شعرا و فضلا مذكور و مشهور است « « 3 » » و خالى از خيالى نيست « « 4 » » : غزل
ليلى كه ز خوبانِ عرب خيل و سپه داشت * خانه سيهى بود « « 5 » » كه صد خانه سيه داشت بر رغمِ رقيبان « « 6 » » سوى ما نيز نگاهى * تا چند توان خاطرِ « « 7 » » اغيار نگه داشت هر جاى دل « « 8 » » از نعلِ سمند تو نشان ديد * در حسرتِ باز آمدنت چشم به ره داشت در باخت به مهرِ مه رويت شبِ ديگر * آن حُسن و لطافت كه شبِ چارده مَه داشت شد كشته تيغ ستم يار لسانى * كس را نه بُد آن « « 9 » » زَهره كه گويد : چه گنه داشت

[ 61 ] حيدر كلوچ « « 1 » »

از شاعران پرزور است « « 2 » » و به كلوچه‌پزى مشهور « « 3 » » . گويند : غزلى به مجلس عالى امير « « 4 » » على شير [ 60 ] :
هامش
( 1 ) . اين شرح حال بطور جداگانه در نسخهءPنيامده بلكه متصل به شرح حال قبل است و بعد از شعر عبارت به اين صورت آمده : « غالبا در تبريز مدفون است و مولانا لسانى مذكور ( 2 ) .Pشعرش شهرتى دارد ( 3 ) .Pو اين غزل در السنهء شعرا مشهور است ( 4 ) .P« و خالى . . . نيست » ندارد ( 5 ) .Pيك خانه سيه بود ( 6 ) .Pحريفان ( 7 ) .Pجانب ( 8 ) .P , Hهر جا كه دل ( 9 ) .Hنه بدان ؛Pنشد آن [ 61 ] : ( 1 ) .Pمولانا حيدر كلوچ ( 2 ) .H , P« است » ندارد ( 3 ) .P , Hمشهور + است ( 4 ) .Pروزى غزلى به مجلس امير كبير
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 120 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )