جهت دفع ملال و كلال نظمى خيال مىنموده « « 28 » » . [ [ و قصيدهاى در منقبت امام على بن موسى رضا گفتهاند وقتى كه به زيارت امام مىرفتهاند « « 29 » » ] ] . و اين دو بيت از آن در اين درج درج مىشود « « 30 » » :
نظم
امامى كه روبندِ خيلِ ملايك * به حرمت حريمِ درش را به شهپر
پرِ « « 31 » » قدسيان است فرشِ مطافش « « 32 » » * نگويى رخامست يا سنگِ مرمر
[ 38 ] ذكر جميل خواجه ضياء الملة و الدّين يوسف « « 1 » »
ولد اشرف ارجمند حضرت مولانا « « 2 » » نور الدّين عبد الرحمن جامى است قدّس سرّه ، كه بنان بيان و قلم دو زبان در تعريف و توصيف ايشان به عجز و قصور معترف است . و مخدومزاده را صورت خوب و سيرت مرغوب بوده ، و حضرت مولانا « « 3 » » به مخدومزاده التفات بسيار مىنمودهاند . و در صغر سن او را مرضى عارض شده « « 4 » » ، خدمت مولانا عبد الغفور او را در كنار حضرت ملّا نهاده « « 5 » » ، و ايشان توجّه به حضرت قطب الأبرار حضرت « « 6 » » خواجهء احرار - قدّس سرّه - نمودهاند و ايشان را غيبتى دست داده « « 7 » » ، در واقعه ديدهاند كه حضرت خواجه به او به لطف پيش آمدهاند .
و آن « « 8 » » واقعه را در سلك نظم آوردهاند : بدين نوع : « « 9 » »
مثنوى
يكى شب به خواب آنچنان ديدمش * كه چون غنچه در خرقه پيچيدمش
به پيشِ تو آوردم امّيدوار * به رحمت گرفتى سرش در كنار
نهادى به لطفش دهان بر دهان « « 10 » » * فرو ريختش از دهان در دهان « « 11 » »
هامش
( 28 ) .Pگاهى به جهت رفع ملال خيال به شعر مىنموده
( 29 ) .Pعبارت داخل قلاب را ندارد
( 30 ) .Pو اين دو بيت از افادهء شريف و افاضهء لطيف او در اينجا درج افتاده
( 31 ) .Pسر
( 32 ) .Pمطاحش
[ 38 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل نتيجهء شريف خواجه ضياء الدين يوسف
( 2 ) .Pولد اشرف حضرت مولوى نامى
( 3 ) .Pملّا
( 4 ) .K , Pمرض واقع شد
( 5 ) .H , Pنهادهاند
( 6 ) .P« حضرت » ندارد
( 7 ) .P« و ايشان . . . داده » ندارد
( 8 ) .P« و آن » ندارد
( 9 ) .Pدرآورده مىگويد
( 10 ) .Pدر دهن
( 11 ) .Pفرو ريختش آب را در دهان