تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
مشغول مىنموده « « 17 » » ، و مطالع « « 18 » » نيكو از افق طبعش طالع مىگشته « « 19 » » . و اين مطلع از سخنان « « 20 » » دلپذير « « 21 » » اوست : مطلع
نه آن خشت است « « 22 » » برهم قبرهاى دردمندان را * قضا بر يكدگر چيده است دفترهاى هجران را
بيت « « 23 » »
از رهِ ديرم به مسجد زاهدى ناگاه برد * من نمىرفتم بدانجا ، او مرا از راه برد
[ [ همانجا مدفون شده « « 24 » » ] ] .

[ 40 ] ذكر جميل شاهزاده شاه طيّب « « 1 » »

از سادات كثير البركات است . طبع بلند داشته و در ملك نظم علم شاعرى « « 2 » » مىافراشته . و در فنّ قصيده و غزل و مثنوى سرآمد بوده « « 3 » » و ملك الكلام زمان و از جملهء فصحا و بلغاى دوران بوده . « « 4 » » اشعار سنجيدهء خوب و گفتار پسنديدهء مرغوب بسيار دارد « « 5 » » . و معاصر جناب خواجه هاشمى بخارى است « « 6 » » و به جهت تخلّص به خواجهء مذكور « « 7 » » مناقشه‌اى داشته . و در جواب خمسهء شيخ نظامى - عليه الرحمة - خمسه‌اى گفته . « « 8 » » و اين غزل شورانگيز شكّرريز او بغايت « « 9 » » لطيف واقع شده : غزل
گر از خلق پنهان كنم دردِ خود را * چه درمان كنم چهرهء زردِ خود را ز هستى چنان در غبارم كه خواهم * به بادِ فنا بردهم گردِ خود را چو نى هر شب از درد چندان بنالم * كه آگه كنم ماهِ شبگردِ خود را
هامش
( 17 ) .Pو به گفتن شعر مشغولى مىنمود ( 18 ) .Pطالع ( 19 ) .Pطالع گشته ( 20 ) .Bسخن ( 21 ) .Pشريف ( 22 ) . خشتيست ( 23 ) .Pبيت ندارد ( 24 ) .Bداخل قلاب را ندارد [ 40 ] : ( 1 ) .Pذكر جميل زبدة . . . شاهزاده طيب . ( 2 ) .Pشعر ( 3 ) .P« و در فنّ . . . بوده » ندارد ( 4 ) .Pو ملك الكلام زبان بوده است . ( 5 ) .P« بسيار » ندارد ،B« دارد » ندارد ( 6 ) .H , Pخواجه هاشم صديقى ،B« است » ندارد ( 7 ) .P« مذكور » ندارد ( 8 ) .P« و در جواب . . . گفته » را ندارد ( 9 ) .Pشكرريز اوست و بغايت