تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧
بغايت خوش‌طبع بود و چون به شعر توجّه مىنمود ، « « 37 » » سخنان لطيف از طبع نظيفش « « 38 » » ظاهر مىشد . « « 39 » » و اين مطلع آبدار به آن « « 40 » » جناب منسوب است : بيت
ز در اغيار و از ديوار سنگِ يار مىآيد * بلاى دردمندان از در و ديوار مىآيد
مدفنش در شهر خراسان است . « « 41 » »

[ 39 ] ذكر جميل شيخ بايزيد پورانى

از بزرگان معتبر و مقرّر « « 1 » » خراسان است و اهل هرات « « 2 » » به اجداد عظامش اعتقاد تمام داشته‌اند « « 3 » » و به زيارت مقبره « « 4 » » ايشان رفته از روح پرفتوح ايشان مستفيد مىگرديده‌اند « « 5 » » . و اشهر فضايل شيخ مذكور خوشنويسى است « « 6 » » . هفت قلم را خوب مىنوشته « « 7 » » [ [ خصوصا خطّ نستعليق را . و به روش ملّا اظهر معتقد بوده . و كتابهء محراب مسجد جامع قديم بخارا به خطّ يد اوست « « 8 » » ] ] . و به واسطهء تنگدستى و عدم مساعدت روزگار « « 9 » » به جانب ولايت سند رفت « « 10 » » و آنجا كوكب راجع « « 11 » » طالعش مقيم گشت « « 12 » » و مكنت عظيمش « « 13 » » دست داده و حكّام و اكابر آنجا مقدمش را گرامى شمردند و صحبتش را مغتنم داشتند « « 14 » » [ [ و اسباب دنيايى برايشان بغايت بسيار و بىنهايت جمع گشت . چنان‌كه در ضبط نمىآمد . و ايشان نيز در كرم و احسان و اكرام مهمانان و مسافران هيچ تقصير نمىكردند . و خرج سر كار ايشان از بيوتات سلاطين هيچ كمى نداشت و با مردم بسى اظهار تواضع و لطف مىكردند « « 15 » » ] ] . و طبع سليم « « 16 » » نيكو داشته و به گفتن شعر گاهگاه
هامش
( 37 ) .Pطبع نيكو داشت چون توجه به شعر مىگماشت ( 38 ) .Pشريفش ( 39 ) . ظاهر شد ( 40 ) .Pو اين مطلع بدان ( 41 ) .H , P« مدفنش . . . است » ندارد [ 39 ] : ( 1 ) .P« و مقرر » ندارد ( 2 ) .Pمردم هرى ( 3 ) .Pعظام ايشان اعتقاد تمام ظاهر مىشود ( 4 ) .P« مقبره » ندارد ( 5 ) .Kطلب حاجات مىنمايند ( 6 ) .Pشيخ فضايل بسيار داشت ( 7 ) .H , Pبه هفت قلم خط مىنوشته ( 8 ) .H , Pعبارات داخل قلاب را ندارد ( 9 ) .Pبه واسطه بعضى امور ( 10 ) .Pبه جانب سند رفته ( 11 ) .P« راجع » ندارد ( 12 ) .Pگشته ( 13 ) .Pعظيم او را ( 14 ) .Pو اهل آنجا مقدم شريفش را گرامى شمرده و ملازمتش را مغتنم مىدانسته‌اند ( 15 ) .H , Pعبارات داخل قلاب را ندارد ( 16 ) .P« سليم » ندارد