تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 94

مساهمون:

ص٩٤
دقيقه‌اى فروگذاشت ننموده . و از امتعهء دنياى فانى آنچه مطلوب بوده « « 10 » » ] ] . بىباقى صرف آن جناب مىنموده . « « 11 » » و خدمت مير « « 12 » » تا ساكن آن اماكن بوده گوى سخن « « 13 » » به چوگان فصاحت از ميدان بلاغت مىربوده تا آن « « 14 » » وقتى كه از تأثير قضاى رّبانى نيّر اعظم « « 15 » » پادشاه « « 16 » » معظّم از اوج سعادت به حضيض مرتبت هبوط نموده « « 17 » » و در عقدهء ظنّ منكسف گشته « « 18 » » و امير كبير نيز همراه عساكر نصرت مآثر از بلاد هند به سواد سند تشريف برده ، و آن بقاع را مشرّف گردانيده و اهل بلاد « « 19 » » از خوف « « 20 » » سلطنت‌پناهى ملاحظه نموده در قلاع خود متحصّن گرديده‌اند . « « 21 » » پادشاه جمجاه انجم‌سپاه به مضمون اين نظم كه : « « 22 » » ع
در عفو لذتيست كه در انتقام نيست
[ [ خدمت مير را به جهت استمالت بديشان فرستاده و در جنب آن قلعه نهرى عظيم بوده ، زورقى آورده‌اند و آن جماعت در آن كشتى سوار شده ، متوجّه آن حصار گشته‌اند . و چون به نزديك قلعه رسيده‌اند آن گروه بىشكوه - يعنى اهل آن حصار - به يك بار تيرها « « 23 » » ] ] به جانب كشتى انداخته‌اند . اتفاقا تيرى « « 24 » » بر بدن شريف خدمت « « 25 » » مير رسيده ، و مرغ روحش از قفس تنگ پريده و كشتى حياتش از كثرت بار محنت فرو رفته ، و بادبان راحتش دريده و بريده شده . « « 26 » » بيت
آسمان در كشتى عمرم كند دايم دو كار * وقت راحت بادبانى ، وقتِ محنت لنگرى
نعش شريفش را به جوار حضرت خواجهء احرار - قدّس سرّه « « 27 » » - آورده‌اند . و گاهگاه به
هامش
( 10 ) .Pعبارات داخل قلاب در نسخه به اين صورت آمده : مرسوم همايون پادشاه ساخت بسا در تعظيم و تكريم او افزوده و از متاع دينى فايده آنچه مقصود بود . ( 11 ) .Pآن جناب نموده ( 12 ) .P« و خدمت مير » ندارد ( 13 ) .Pسخن + را ( 14 ) .K , P« تا آن » ندارد ( 15 ) .Pنسر ( 16 ) .Pدولت + پادشاه ( 17 ) .Pاز اوج حضيض هبوط نموده ( 18 ) .P« و در . . . گشته » را ندارد ( 19 ) .Pآنجا ( 20 ) .Pغضب ( 21 ) .Pقلاع خود را دار الأمان ساخته متحصن گرديدند ( 22 ) .Pبه مضمون مصراع ( 23 ) . عبارات داخل قلاب در نسخهءPچنين آمده : عفو نموده بريد را بديشان فرستاده چون زورق نزديك قلعه رسيده آن جماعت چون باد مخالف حركت ناموافق بظهور آورده تيرى ( 24 ) .Pتيرى ( 25 ) .P , K« خدمت » ندارد ( 26 ) .Pو كشتى حياتش در لنگر محنت فرو رفت و بادبان دريده ( 27 ) .Pحضرت با بركت با رفعت خواجه خواجگان احرار