فصل دوّم از باب اوّل
در ذكر جماعتى كه فقير بديشان ملاقات ننموده « * » و « * * » به سنّ شيخوخت رسيدهاند « * * * » و در غير بخارا مدفونند .
[ 36 ] ذكر جميل حضرت حاجى شيخ « « 1 » » محمّد خبوشانى قدّس الله تعالى سرّه العزيز
از اعاظم مشايخ بودهاند « « 2 » » و كثيرى « « 3 » » از درويشان به يمن متابعت و شرف مبايعت « « 4 » » ايشان از حضيض طبيعت بشرى به اوج فلك « « 5 » » ملكى عروج نموده و در درجات كمال سير نمودهاند « « 6 » » و به عزّ ارشاد معزّز گرديدهاند . و به « « 7 » » بركت وجود باجود « « 8 » » ايشان سلسلهء شريفهء كبرويّه در اقطار عالم انتشار « « 9 » » تمام يافته . و از ايشان خوارق عادات « « 10 » » بسيار منقول است و سند سلسلهء مذكورهاند و كسى را كه چون عماد الدين فضل اللّه « « 11 » » مريدى بوده باشد ، به وصف محتاج نيست . « « 12 » » ع : بس كنم چون « « 13 » » زيركان را اين بس است .
مولويّت تمام داشتهاند و در فنّ انشا و ابداع چيزى فرو نمىگذاشتهاند . و گاهى درر واردات غيبيه « « 14 » » را در سلك نظم منتظم گردانيده جوهريان « « 15 » » بازار معانى را بدان درر شاهوار « « 16 » » و لآلى « « 17 » » آبدار روز بازارى مىبخشيدهاند . « « 18 » » و اين غزل از جملهء گفتار شريف و اشعار لطيف ايشان « « 19 » » است :
هامش
( * ) .Pنكرده
( * * ) .Pو + ايشان
( * * * ) .Pنرسيده
( 1 ) .Pشيخ حاجى
( 2 ) .Pمشايخاند
( 3 ) .Pبسيار
( 4 ) .Pمبايعت + شريف
( 5 ) .Pفلكى
( 6 ) .Pكرده
( 7 ) .P« به » ندارد
( 8 ) .Pذيجود
( 9 ) .Pنشر
( 10 ) .Pو خوارق عادات از ايشان
( 11 ) .Pشيخ عماد الدين فضل الله
( 12 ) .Pبه بيان احتياجى نيست
( 13 ) .Pخود
( 14 ) .Pدرر غيبت ،Bدرّ
( 15 ) .Pجواهريان
( 16 ) .Pدرّ شهوار
( 17 ) .Pلؤلؤى
( 18 ) .Pمىبخشيدند
( 19 ) .Pاز گفتار شريف ايشان