تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨

[ 31 ] ذكر مولانا صادق

از ولايت ختا است بدرقهء عنايت الهى هادى راه او گشته و او را از طريق خطا برآورده و به وادى صواب دلالت كرده به راه راست درآورده « « 1 » » و قلم عفو بر خطاياى او كشيده است « « 2 » » و به ديار خيرآثار « « 3 » » اسلام رسيده به لباس اهل ايمان ملبّس « « 4 » » گردانيده است . مصراع : المنّة للّه تعالى و تقدّس . و چون در فطرت قابليّت تمام داشته در اندك زمانى « « 5 » » علوم دينى و مسائل يقينى را تحصيل نموده ، از جملهء مشاهير گرديده . و به شعر « « 6 » » مناسبت قوى داشته و به زبان تازى و فارسى اشعار نيكو دارد « « 7 » » و اين مطلع به او منسوب است : « « 8 » » بيت « « 9 » »
غمش « « 10 » » دارد دلِ بىحاصل من * ندارد جز غمش « « 11 » » حاصل دلِ من

[ 32 ] مولانا كثيرى

از شاعران قديم « « 1 » » بخاراست و كثيرى از اكابر را ملازمت كرده « « 2 » » . پيشه‌اش نجّارى است « « 3 » » ، به صفت انصاف - كه خير الأوصاف است - موصوف بوده « « 4 » » . به هر كارى كه دست مىنهاده ، مصراع : دست همه را به چوب بسته . و به انصاف عمل نموده تيشه « « 5 » » به سوى خود نمىزده . و چون رنده از انتفاع خود بىبهره نمىمانده ، بلكه چون ارّه كشش جانبين را از دست نمىداده ، « « 6 » » و [ در تحصيل معاش كوشش مىنموده « « 7 » » ] . [ 31 ] :
هامش
( 1 ) .Pبدرقهء عنايت اللهى دستگيرى كرده از راه خطا برآورده به راه راست درآورده ( 2 ) .Kخطياتش كشيده ( 3 ) .Kخيرة الآثار ( 4 ) .Pملبس به لباس اسلام ( 5 ) .Pزمان ( 6 ) .P« و به شعر » ندارد ( 7 ) .Pو به زبان عربى و فارسى و تركى شعر مىگفته ( 8 ) .Pو اين مطلع اوست ( 9 ) .Pمطلع ( 10 ، 11 ) .Pغمت [ 32 ] : ( 1 ) .Pاز شعراى كهنه ( 2 ) .P+ و ( 3 ) .Pبه صنعت نجارى معروف است ( 4 ) .K , Pو به صفت انصاف موصوف ( 5 ) .Pمىنهاده است استادان را به چوب مىبسته و چون ديگران هميشه تيشه ( 6 ) .Pنمىداده + است ( 7 ) .Bداخل قلاب را ندارد