[ 31 ] ذكر مولانا صادق
از ولايت ختا است بدرقهء عنايت الهى هادى راه او گشته و او را از طريق خطا برآورده و به وادى صواب دلالت كرده به راه راست درآورده « « 1 » » و قلم عفو بر خطاياى او كشيده است « « 2 » » و به ديار خيرآثار « « 3 » » اسلام رسيده به لباس اهل ايمان ملبّس « « 4 » » گردانيده است . مصراع : المنّة للّه تعالى و تقدّس . و چون در فطرت قابليّت تمام داشته در اندك زمانى « « 5 » » علوم دينى و مسائل يقينى را تحصيل نموده ، از جملهء مشاهير گرديده . و به شعر « « 6 » » مناسبت قوى داشته و به زبان تازى و فارسى اشعار نيكو دارد « « 7 » » و اين مطلع به او منسوب است : « « 8 » »
بيت « « 9 » »
غمش « « 10 » » دارد دلِ بىحاصل من * ندارد جز غمش « « 11 » » حاصل دلِ من
[ 32 ] مولانا كثيرى
از شاعران قديم « « 1 » » بخاراست و كثيرى از اكابر را ملازمت كرده « « 2 » » . پيشهاش نجّارى است « « 3 » » ، به صفت انصاف - كه خير الأوصاف است - موصوف بوده « « 4 » » . به هر كارى كه دست مىنهاده ، مصراع : دست همه را به چوب بسته . و به انصاف عمل نموده تيشه « « 5 » » به سوى خود نمىزده . و چون رنده از انتفاع خود بىبهره نمىمانده ، بلكه چون ارّه كشش جانبين را از دست نمىداده ، « « 6 » » و [ در تحصيل معاش كوشش مىنموده « « 7 » » ] .
[ 31 ] :
هامش
( 1 ) .Pبدرقهء عنايت اللهى دستگيرى كرده از راه خطا برآورده به راه راست درآورده
( 2 ) .Kخطياتش كشيده
( 3 ) .Kخيرة الآثار
( 4 ) .Pملبس به لباس اسلام
( 5 ) .Pزمان
( 6 ) .P« و به شعر » ندارد
( 7 ) .Pو به زبان عربى و فارسى و تركى شعر مىگفته
( 8 ) .Pو اين مطلع اوست
( 9 ) .Pمطلع
( 10 ، 11 ) .Pغمت
[ 32 ] :
( 1 ) .Pاز شعراى كهنه
( 2 ) .P+ و
( 3 ) .Pبه صنعت نجارى معروف است
( 4 ) .K , Pو به صفت انصاف موصوف
( 5 ) .Pمىنهاده است استادان را به چوب مىبسته و چون ديگران هميشه تيشه
( 6 ) .Pنمىداده + است
( 7 ) .Bداخل قلاب را ندارد