تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 85

مساهمون:

ص٨٥

[ 28 ] ذكر مولانا قاسم ساكنى « « 1 » »

اسمش قاسم ، و لقب او « « 2 » » غمزه است . در كسوت آزادگى معاش مىنموده و بىتعيّن ساكن مساكن خير « « 3 » » مىبوده و رخ نياز « « 4 » » بر آستانهء « « 5 » » اهل اللّه مىسوده ، و در وادى « « 6 » » معيشت دستگيرش كتابت بوده . « « 7 » » اشعارش « « 8 » » خوب و غزليّاتش « « 9 » » مرغوب واقع شده . و اين غزل از گفتار « « 10 » » دلفريب اوست كه ثبت مىگردد : « « 11 » »
روى « « 12 » » دلِ من آن خطِ شبرنگ سيه كرد * جز مهرِ و مه روى تو يارب چه گنه كرد كى بر سرِ تابوتِ من افتد ز پسِ مرگ * با دام سياه تو كه صد خانه سيه كرد [ گر ديدن رخسار نكوى تو گناه است * خواهم منِ بدخو همهء عمر گنه كرد « « 13 » » ] جايى كه تو باشى مه و خورشيد چه باشد * پيشت نتوان بر مه و خورشيد نگه كرد بر رهگذرت ماند چنين ساكنى آخر * آن دل شده را عشق چنين روى به ره كرد

[ 29 ] ذكر مولانا غائى « « 1 » »

از احفاد « « 2 » » مرشد با عمل حاجى توكّل است . طوف حرمين شريفين نموده و مريد شيخ شاه بوده « « 3 » » . و « « 4 » » آخر عمر در بخارا ساكن گشته با اعزّه و مخاديم آن ديار صحبت مىداشته و ملازمت مىكرده « « 5 » » . اشعار هموار خوب دارد . و « « 6 » » از آن جمله « « 7 » » اين مطلع به دو منسوب است : [ 28 ] :
هامش
( 1 ) .Pمولانا ساكنى نجارى ( 2 ) .Pلقبش ( 3 ) .K« ساكن خير » ندارد ( 4 ) .K« نياز » ندارد ( 5 ) .Pآستان ( 6 ) .K« وادى » ندارد ( 7 ) .H , Pكتابت دستگيرش بوده ( 8 ) .Pسخنانش ( 9 ) .Pغزلهايش ( 10 ) .Pسخنان ( 11 ) .P« كه ثبت مىگردد » ندارد ( 12 ) .Bروز ( 13 ) .Pبيت داخل قلاب را ندارد [ 29 ] : ( 1 ) .Pمولانا غاهى بخارى ( 2 ) .Pحفاد ( 3 ) .Pاست ( 4 ) .Pو + در ( 5 ) .Pبه اعزّه و مخاديم ملازمت مىكرد ( 6 ) .Pاشعار خوب و گفتار مرغوب دارد ( 7 ) .P« از آن جمله » ندارد