و در تتبّع قصيدهء « « 8 » » خواجه خسرو اين بيت را نيكو گفته :
بيت
مال مدخل را امانت دان كه بكرِ ماهرو « « 9 » » * در بر عنيّن اگر صد سال خُفْتَد ، « « 10 » » دختر است
[ 27 ] مولانا قبولى بخارى
خوشصحبت و مقبول بوده . و حضرت شيبانى خان به صحبت او اقبال « « 1 » » مىنموده . در ايّام شباب - كه محلّ شتاب نفس است - به هوى و هوس گذرش بر حصار « « 2 » » افتاده و حضّار آن ديار « « 3 » » به مقدمش شادمان گرديده « « 4 » » به صحبت او اقبال نمودهاند . الاح نام ضعيفهاى طبع نظم داشته ، به ملّا در مقام مشاعره كردن و بديهه گفتن درآمده « « 5 » » ، يكى از حاضران « « 6 » » اين بيت را « « 7 » » خوانده :
بيت
مژگانِ تو اى نگارِ رعنا * با ما صفِ جنگ مىنمايد
آن زن بيت « « 8 » » هجوآميزى در شأن ملّا گفته كه :
بيت
اين كون گشاده قبولى * صد كس زده زنگ مىنمايد
و ملّا نيز « « 9 » » در بديهه گفته : « « 10 » »
آن مرغ كه كندهاى پرش را * اشكم زده رنگ « « 11 » » مىنمايد
اهل مجلس منبسط گشته ، در اقبال ملّا افزودهاند ؛ و اين مطلع نيز از سخنان مقبول اوست :
چو گلرخان خط مشكين به ارغوان آرند * براى كشتنِ ما هر يكى نشان آرند
هامش
( 8 ) .P« قصيده » ندارد
( 9 ) .Pكه گر يك ماهرو
( 10 ) .Pخسبد
[ 27 ] :
( 1 ) .Pاستفاده
( 2 ) .P , Kبه حاصر
( 3 ) .Pو اهل حصار
( 4 ) .Pگشته
( 5 ) .Pمشاعره گشته
( 6 ) .P« حاضران » ندارد
( 7 ) .B« را » ندارد
( 8 ) .P« آن زن بيت » ندارد
( 9 ) .Pو مولانا هم
( 10 ) .Pگفته + كه
( 11 ) .Pزنگ