در يكى از شروح ، معمّاى امير حسين بتقريبى نوشته كه اين رباعى مستزاد مذكور را « « 86 » » مولانا اهلى شيرازى از قصيدهء مصنوعى كه در مدح امير كبير على شير گفته ، بيرون آورده و از شعراى هرى التماس جواب كرده و گفته است « « 87 » » كه اگر قصيده جواب نتوانند گفت ، « « 88 » » اين رباعى را « « 89 » » تتبّع كنند ، [ در قوه جواب قصيده است « « 90 » » ] . امّا آن را ننوشته كه كسى جواب گفته است . « « 91 » »
[ 22 ] ذكر جميل مولانا شوقى بخارى
از شعراى مشتهر « « 1 » » ، و از فضلاى معتبر است ، به دقّت طبع موصوف « « 2 » » ، و به حدّت فهم معروف « « 3 » » است . ضمير صوابنماى و ذهن عقدهگشايش تحصيل معمّا را به طريق تيسير تكميل نموده « « 4 » » و انتقاد معانى در نظرش بر وجه تسهيل بوده . « « 5 » » اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد . از جملهء كلمات سنجيده و سخنان پسنديدهاش اين موشح ذو بحرين مستزاد است كه از هر بيت او اسمى به طريق تعميه بيرون مىآيد . و اگر به مستزاد خوانند « « 6 » » بحرى ، و اگر بىمستزاد ملاحظه نمايند ، بحرى « « 7 » » ديگر مىگردد . موشّح مذكور اين است : « « 8 » »
[ بابا احمد ] دل ما بُرد با آن لعلِ ميگون * بهرِ دلدارى
[ فتح اللّه ] سر مىنيست ما را ، دل چو شد خون * با دو صد زارى
لبش ز افسون گشاده خويشتن را * از شكرخايى « « 9 » »
[ عبد المؤمن ] روان با اسمِ اعظم ساخت مقرون * از دل آزارى « « 10 » »
[ عبد العلى ] به بنده زان پرىْعكس ار نباشد * برغمان همدم
ولى چشمش مرا گيرد به افسون * با جفا كارى
[ خواجه محمد ] رُخَش خواهم ازِينَم « « 11 » » غم چه باشد * اندرين سودا
هامش
( 86 ) .Pرباعى مذكور
( 87 ) .K , P« است » ندارد
( 88 ) .Pجواب نيابد
( 89 ) .P« را » ندارد
( 90 ) .Bداخل قلاب را ندارد
( 91 ) .Pو آن را پيوسته كه جواب اين كسى گفته باشد
[ 22 ] :
( 1 ) .Pمشهور ،Kمعروف
( 2 ، 3 ) .Pموصوف
( 4 ) .Pتحصيل معما بر وجه تكميل
( 5 ) .Pسهل بوده
( 6 ) .Pاگر متزاد خوانند
( 7 ) .Pبحر
( 8 ) .P« موشح . . . است » ندارد
( 9 ) .Pاز دل آزارى
( 10 ) .Pاز شكرخوارى
( 11 ) .Pحزينم