تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
مطلع
بده ساقى به دَورِ گل شرابِ ارغوانى را * غنيمت دان بهارِ عمر و ايّامِ جوانى را
بعد از غزل ، رخت در بخارا به گوشه‌اى برده و وديعت حيات بسپرده . « « 14 » » نظم
مَنِه پا منصبى را در ميانه * كه تيرِ عزل را گردى نشانه ز منصب روى در بىمنصبى نه * كه از هر منصبى بىمنصبى به « « 15 » »
مرقد منوّرش « « 16 » » در فتح‌آباد است .

[ 21 ] ذكر جميل مولانا فانى بخارى

بسيار فاضل بوده « « 1 » » و در شعر پرزور است « « 2 » » و به دقّت طبع مشهور « « 3 » » . ذهن مشكل‌گشايش در گفتن و شكافتن معمّا بىبدل بوده « « 4 » » و اشعار مشكله‌اش در السنهء شعرا مذكور است « « 5 » » و « « 6 » » مثل جواهر سخنانش نزد صرّافان و سيّاحان عالم نكته‌دانى قدرى و قيمتى دارد « « 7 » » . به جهت طبع آزمايى اين رباعى مستزاد را گفته : « « 8 » »
دى در دلم « « 9 » » آن بدخو مهرش افزود * آرى از جان سوى دلم آن نيكو ، رخساره گشود * بىشكّ و گمان غيرِ دلم آن دلجو با كس ننمود * آن رُخ پنهان فانى آخر از تو دل را بربود * بنگر بچه سان
اگر مستزاد آخر را با مصراع اوّل ، و مستزاد اوّل را با مصراع دوّم ، و مستزاد دوّم را با مصراع سوّم ، و مستزاد سوّم را با مصراع چهارم ضمّ كنند أيضا « « 10 » » رباعى با مستزاد حاصل مىشود چنان‌كه در لفظ و معنى هيچ خللى و نقصانى نباشد و هو هذا : « « 11 » »
هامش
( 14 ) .Pبعد از عزل گوشه در بخارا اختيار نموده . . . بسپرده ( 15 ) .Kز هر منصب ترا بىمنصبى به ( 16 ) .Pمرقدش [ 21 ] : ( 1 ) .P« بوده » ندارد ( 2 ) .P« است » ندارد ( 3 ) .Pمشهور + است ( 4 ) .P« بوده » ندارد ( 5 ) .P« است » ندارد ( 6 ) .Kبه ( 7 ) .Pنزد صرافان معانى قيمت تمام دارد ( 8 ) .Kاين رباعى را مستزاد گفته ( 9 ) .Pدلم آمد ( 10 ) .P« ايضا » ندارد ( 11 ) .P« چنان‌كه . . . هذا » ندارد