افادهء هر فايدهاش مستفيد بودهاند . و جمعى از شاگردان رشيدش به مرتبهء مولويّت رسيدهاند « « 6 » » . و مشهور است « « 7 » » كه در ايجاز سخن ، مولانا ، بىمثل بوده . و تصانيف لطيفش به يادگار مانده . و چنان منقول است كه « « 8 » » در كبر سنّ به حفظ كلام ملك علّام « « 9 » » اهتمام تمام داشته و با وجود كثرت اشتغال « « 10 » » درس به شعر نيز « « 11 » » جهت انشراح قلب توجّهى مىنموده . « « 12 » » [ [ و اشعار نيكو دارد « « 13 » » ] ] . و اين مطلع از كلام بلاغت نظام « « 14 » » اوست .
نظم
مهر و محبّتِ تو كه مُهرِ جبين ماست * سرمايهء سعادت دنيا « « 15 » » و دين ماست
در جوار مزارِ فيضآثار خواجهء بزرگوار مدفون است ، رحمة الله عليه . « « 16 » »
[ 20 ] ذكر جميل صاحب فضل جلى خواجه محمد افضلى « « 1 » »
صدر و معلّم عبيد اللّه خان « « 2 » » بوده و با وجود مستى جاه ، امور ناملايم از ايشان كم صادر مىشده « « 3 » » . گويا طبع سليمش مصدر افعال حميده و ابواب پسنديده بوده . و در اكثر علوم شروعى داشته « « 4 » » و خود را از هيچ فضيلتى خالى نمىگذاشته « « 5 » » . و در علم هيأت صاحب وقوف بوده . و خدمت مولانا محمّد مزيد « « 6 » » - نوّر اللّه مرقده - در تفاضل قوس الليّل و قوس النّهار - كه علّامهء قوشچى ضعف تعديل النّهار قرار داده - نوشته است « « 7 » » كه مولانا خواجه محمّد ضعف ضعيف « « 8 » » اثبات نموده و چون فقير شبههاى « « 9 » » را به خطّ استاد خود ديد ، مزيد اعتقاد گرديد ، و بعد از تأمّل ظاهر شد كه در صورت مغالطه بوده آن هم سبب انشراح صدر « « 10 » » گرديد ،
رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي .
« « 11 » » و در شعر « افضلى » تخلّص مىنموده بواسطهء نسبت اولادى حضرت صدّيق « « 12 » » - رضى اللّه عنه - و اين مطلع رنگين از گفتار « « 13 » » نمكين اوست :
هامش
( 6 ) .Pرسيده
( 7 ) .Pو چنان مشهور است
( 8 ) .K« كه » ندارد
( 9 ) .Pعالم
( 10 ) .P« اشتغال » ندارد
( 11 ) .P« نيز » ندارد
( 12 ) .Pتوجهاتى نموده
( 13 ) .Bداخل قلاب را ندارد
( 14 ) .Pاز گفتار بلاغت آثار
( 15 ) .Pدنياى
( 16 ) .K , P« در جوار . . . عليه » را ندارد
[ 20 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل مولانا خواجه محمد حيدرنجادى
( 2 ) .Pحضرت عبيد الله خان
( 3 ) .Pو با وجود مستى جاه از اوامر ناملايم كم صادر شده
( 4 ) .K , Pجواب
( 5 ) .Kنمىگذاشت
( 6 ) .Pمحمد مريد
( 7 ) .P« است » ندارد
( 8 ) .Pضعيف صفت
( 9 ) .Pشبه
( 10 ) .B« صدر » ندارد
( 11 ) . ط ( 20 ) 25 - 26
( 12 ) .Pصديق اكبر
( 13 ) .H , Pسخنان