رويم وَجدْكنان « « 139 » » هر دو رَه « « 140 » » ، چه خوش باشد * كه ما حديث بخوانيم و او سماع كند « « 141 » »
و ابيات مطايبهآميز نيز دارد « « 142 » » . گويند : وقتى كه اختيار در خانهء حضرت جانى بيك سلطان را « « 143 » » بر صدارت والد فقير افزودهاند ، « « 144 » » نوّاب « « 145 » » بىطاقت شده از خود « « 146 » » رفتهاند . بدان تقريب خواجه مولانا اين نظم را فرمودهاند : « « 147 » »
بيت
قاسم و حاجى شد و عبد الولى هم رفتنى است « « 148 » » * لاتثن إلّا تثلث « « 149 » » از بهرِ اينها گفتنى است « « 150 » »
مرقد منوّرش « « 151 » » در خيابان است . و والد فقير مرثيهاى گفته ، « « 152 » » از براى خدمت خواجه مولانا .
و مطلعش اين است : « « 153 » »
به دستِ خاك عَجَب قيمتىْدُرى افتاد * كه تا به روزِ قيامت ز كف نخواهد داد
[ 19 ] ذكر جميل مولانا شرف الدّين ابراهيم شيروانى « « 1 » »
خدمت مولاناى مذكور « « 2 » » قدوة الفضلاء و العلماء بوده ، در بلدهء فاخرهء بخارا مدتى به درس مشغولى مىنموده « « 3 » » و به دار السّلطنه سمرقند رفته و به اكابر آنجا از علما و فضلا ملاقات كرده و طالبان در صحبتش استفادهء علوم نمودهاند و باز به بخارا مراجعت فرموده « « 4 » » و طلّاب از خوان « « 5 » »
هامش
( 139 ) .Pجهدكنان
( 140 ) .Pهر اين ، هر دو وجه
( 141 ) .P , Kكه ما حديث بخوانيم استماع كند
( 142 ) .Pابيات مطايبهآميز مزاحانگيز دارند
( 143 ) .Kوقتى كه حضرت جانى بيك سلطان نور مرقده اختيار در خانهء خود را
( 144 ) .Pافزود
( 145 ) .Pبعضى + نواب
( 146 ) .P« از خود » ندارد
( 147 ) .Pبدان تقريب اين بيت واقع شده
( 148 ) .Pقاسم حاجى شد عبد الولى هم رفته است
( 149 ) .Bالّا ثلاث
( 150 ) .Pگفته است
( 151 ) .Pمرقد و مشهد مطهرش
( 152 ) .Pوالد فقير در مرثيه ايشان گفته
( 153 ) .P« از براى . . . است » ندارد
[ 19 ] :
( 1 ) .H , Pذكر جميل سيف العلما مولانا كمال الدين ابراهيم شيروانى
( 2 ) .P« خدمت . . . مذكور » ندارد
( 3 ) .Pمدتى در بلاد فاخره بخارا به درس مشغولى نموده
( 4 ) .Pو به دار السلطنهء سمرقند رفته به علما و فضلا ملاقات كرده به بخارا مراجعت نموده
( 5 ) .Kاخوان