تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
و چون اين درّ شاهوار از بحر « « 105 » » طبع گوهر نثار آن عالى مقدار « « 106 » » به مجلس همايون آن « « 107 » » پادشاه خورشيد جبين جمشيد آيين رسيد ، مثل گل صد برگ به صد نشاط به طريق انبساط خنديده « « 108 » » و از آنجا كه طبع سحرانگيز و ذهن « « 109 » » رنگ‌آميز آن حضرت است آن غزل را بديهة جواب گفته « « 110 » » و به مجلس عالى خدمت « « 111 » » مولوى ارسال نموده است « « 112 » » . و از آن غزل « « 113 » » نيز سه بيت تحرير يافت : نظم
نشايد مجمعى را گفت بزمِ عشُرت‌ْانديشان * كه نبوَد پرتوِ رويت به بزمِ عشرتِ ايشان « « 114 » » بجز تشويش نبوَد تخت و تاج و اطلسِ شاهى « « 115 » » * خوشا كُنجِ فراغ و دلقِ گردْآلودِ درويشان حسينىْوار از پيرِ مغان خواهم قدح نو شد « « 116 » » * ز دردِ جام جامى بادهء لعل « « 117 » » جگرريشان
تيمنّا پاره‌اى از عبارات حضرت ملّا آورده شد و حضرت يعقوب پادشاه ما بين بيست و سه سالگى فوت شده « « 118 » » . تاريخ « « 119 » » :
عمرِ آن خسروِ بلندْجناب * بود در عُشرِ سيّمين شباب « « 120 » »
[ مولانا بنايى مدّتى در خدمت يعقوب پادشاه مىبوده و به مدّاحيش مشغولى مىنموده . كتابى باغ ارم نام در بيان احوال پادشاه مرحوم تصنيف كرده . و اين ابيات از آن كتاب است كه در وصف خزينه گفته است : مثنوى
بدره‌هايش ز سيم موج‌ْزنان * راست چون آستينِ سيم‌ْتنان
هامش
( 105 ) .P , Hدرياى ( 106 ) .P , Kگوهربار آن اشراف نام ( 107 ) .P« آن » ندارد ( 108 ) .Pمثل گل صد برگ نشاط خنديد ( 109 ) .K , Pسحرانگيز + در ذهن ( 110 ) .Pتمام غزل را گفته ( 111 ) .Pجناب ( 112 ) .P , Kنمود ( 113 ) .P« غزل » ندارد ( 114 ) .K , Pعشرت‌انديشان ( 115 ) .Pبجز تشويش نبود تختگاه اطلس شاهى ( 116 ) .Pحسين‌وار از پير مغان جام قدح باشد ، در حاشيه نسخهء برى ، نوشده آمده ( 117 ) .Pجام ( 118 ) .P« تيمنا پاره‌اى از عبارات ملا را برآورده شده در سال 866 يعقوب پادشاه ما بين بيست و سى وفات نمود » ( 119 ) .H , P« تاريخ » ندارد ( 120 ) .Pسومين اسباب