و چون اين درّ شاهوار از بحر « « 105 » » طبع گوهر نثار آن عالى مقدار « « 106 » » به مجلس همايون آن « « 107 » » پادشاه خورشيد جبين جمشيد آيين رسيد ، مثل گل صد برگ به صد نشاط به طريق انبساط خنديده « « 108 » » و از آنجا كه طبع سحرانگيز و ذهن « « 109 » » رنگآميز آن حضرت است آن غزل را بديهة جواب گفته « « 110 » » و به مجلس عالى خدمت « « 111 » » مولوى ارسال نموده است « « 112 » » . و از آن غزل « « 113 » » نيز سه بيت تحرير يافت :
نظم
نشايد مجمعى را گفت بزمِ عشُرتْانديشان * كه نبوَد پرتوِ رويت به بزمِ عشرتِ ايشان « « 114 » »
بجز تشويش نبوَد تخت و تاج و اطلسِ شاهى « « 115 » » * خوشا كُنجِ فراغ و دلقِ گردْآلودِ درويشان
حسينىْوار از پيرِ مغان خواهم قدح نو شد « « 116 » » * ز دردِ جام جامى بادهء لعل « « 117 » » جگرريشان
تيمنّا پارهاى از عبارات حضرت ملّا آورده شد و حضرت يعقوب پادشاه ما بين بيست و سه سالگى فوت شده « « 118 » » . تاريخ « « 119 » » :
عمرِ آن خسروِ بلندْجناب * بود در عُشرِ سيّمين شباب « « 120 » »
[ مولانا بنايى مدّتى در خدمت يعقوب پادشاه مىبوده و به مدّاحيش مشغولى مىنموده . كتابى باغ ارم نام در بيان احوال پادشاه مرحوم تصنيف كرده . و اين ابيات از آن كتاب است كه در وصف خزينه گفته است :
مثنوى
بدرههايش ز سيم موجْزنان * راست چون آستينِ سيمْتنان
هامش
( 105 ) .P , Hدرياى
( 106 ) .P , Kگوهربار آن اشراف نام
( 107 ) .P« آن » ندارد
( 108 ) .Pمثل گل صد برگ نشاط خنديد
( 109 ) .K , Pسحرانگيز + در ذهن
( 110 ) .Pتمام غزل را گفته
( 111 ) .Pجناب
( 112 ) .P , Kنمود
( 113 ) .P« غزل » ندارد
( 114 ) .K , Pعشرتانديشان
( 115 ) .Pبجز تشويش نبود تختگاه اطلس شاهى
( 116 ) .Pحسينوار از پير مغان جام قدح باشد ، در حاشيه نسخهء برى ، نوشده آمده
( 117 ) .Pجام
( 118 ) .P« تيمنا پارهاى از عبارات ملا را برآورده شده در سال 866 يعقوب پادشاه ما بين بيست و سى وفات نمود »
( 119 ) .H , P« تاريخ » ندارد
( 120 ) .Pسومين اسباب