تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
مولانا عبد العلى برجندى نوشته كه : " در اصفهان مسجدى است كه هركس در او سوگند دروغ خورد ، عضوى از اعضايش « « 20 » » خلل‌پذير شود " البتّه « « 21 » » . قطعه
چار شهر است عراق از رهِ تمكين گويند * طول و عرضش صددرصد بود و كم نبوَد « « 22 » » اصفهان كَاهْلِ جهان جمله مقرنّد بر آن * در اقاليم چو آن شهر معظّم نبوَد همدان جاى شهان كز قِبلِ آب و هوا * در جهان خوشتر از آن بقعهء خرّم نبوَد قُم به نسبت كم از اينهاست و ليكن او هم * نيك نيك ار چه « « 23 » » نباشد بدِبد هم نبوَد معدنِ مردمى و كانِ كرم ، شيخِ بلاد * رى بوَد رى ، كه چو رى در همه عالم نبوَد
خدمت « « 24 » » مولاناى مذكور « « 25 » » مفسّر نيكوخصال و محدّث شيرين‌شمايل بوده . هرگاه كه به منطق « « 26 » » فصيح و كلام بليغ « « 27 » » مليح تكلّم مىنموده ، مخاطب را « « 28 » » به حديث دل مىربوده . مشكات « « 29 » » ضمير منيرش از اشعهء لمعات « « 30 » » مصابيح حديث نبوى پر نور بوده « « 31 » » و حصن حصين خاطر اكسير تأثيرش از احياى علوم « « 32 » » شريعت مصطفوى معمور « « 33 » » . و « « 34 » » تحصيل علوم در زمان يعقوب پادشاه نموده « « 35 » » و پادشاه مذكور از خوش‌طبعان مقرّب و « « 36 » » مشهور است و پيوسته در « « 37 » » ميان ايشان و سلطان حسين ميرزا « « 38 » » - نوّر اللّه مرتدهما - مراسلات و مكاتبات واقع مىشده است « « 39 » » و كتب حديث مشرّح گردانيده « « 40 » » و اكثر محدّثين ماوراء النهر « « 41 » » از تلامذهء اويند « « 42 » » . و محاكمهء نيكو 31 ميان اهل سنّت و اهل بدعت كرده « « 43 » » [ [ و در آن باب رساله‌اى مفيد ترتيب نموده « « 44 » » ] ] . و به درويشى اشتغال داشته « « 45 » » و به كلمات تامّات « « 46 » » « حسبى ربّى جلّ اللّه ما
هامش
( 20 ) .Kاعضاى او ( 21 ) .Pخلل پذيرد ( 22 ) .Pبيت « چار . . . كم نبود » ندارد ( 23 ) .Kهرچه ( 24 ) .P« خدمت » ندارد ( 25 ) .P« مذكور » ندارد ( 26 ) .Pچون به منطق ( 27 ) .P« بليغ » ندارد ( 28 ) .Pمخاطب به حديث مىربود ( 29 ) .K« شكات » ندارد ( 30 ) .K , Pاز شعبهء مايعات ( 31 ) .P« بوده » ندارد ( 32 ) .P , Kخواطرش از اضاع علوم ( 33 ) .Pمعمور + است ، نسخهءPبعد از كلمهء « است » عباراتى در آداب مجلس حديث دارد كه چون ارتباطى به متن نداشت در پايان كتاب در قسمت اضافات نسخهءPخواهد آمد ( 34 ) .Pو + مولاناى مذكور ( 35 ) .Pنموده بوده ( 36 ) .P« مقرب و » ندارد ( 37 ) .P« و پيوسته در » ندارد ( 38 ) .Pميرزا سلطان حسين ( 39 ) .Pمراسلات و مفاضات واقع شده ( 40 ) .Pو كتب احاديث را شرح گرداند ( 41 ) .P« ماوراء النهر » ندارد ( 42 ) .Pايشانند ( 43 ) .Pنوشته‌اند ( 44 ) .Pداخل قلاب را ندارد ( 45 ) .Pنموده ( 46 ) .P« تامات » ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 69 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )