تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 897

مساهمون:

ص٨٩٧
باشد كه عباس بن احنف و ابو نواس از هواخواهانش بودند . او از شعراى مولدين يمامه است كه در بغداد شهرت داشت و در ادب و بديهه‌گوئى استاد بود و بزرگان شعرا را با وى مناظرات و مفاخرات است . در سمط اللآلى آمده است كه هارون بعد از مرگ ناطفى عنان را بخريد و از او دو پسر در وجود آمد كه هر دو در كودكى از دنيا رفتند ص 662 مصرع دوم بيت سوم « انديشد از خناق بميرد چو ياسمن » گويا گل ياسمن را اگر زياد آب بدهند مىپژمرد و اين حالت را خفه شدن مىگويند ص 685 در بيتى كه در اين صفحه آمده « مكن » « 1 » به معنى آزار مكن است ص 689 حاشيه 10 بهتر از متن است ص 691 بيت سوم ناظر به حديث شريف نبوى است : الشؤم فى الفرس و المرأة و الدار - به توضيح مربوط به ص 712 س 5 ص 697 س 8 حديث شريف « العرق نزاع » در سنن ابن ماجه ( كتاب نكاح حديث 2002 به اين صورت نقل شده عسى عرق نزعها ، لعل عرقا نزعه ص 700 س اول « ترا موافق افتاده باشد » يعنى اتفاقا بر تو واقع شده باشد ص 711 حاشيه 3 را در متن بگذاريد ص 712 س 5 « بزرگان گفته‌اند : الشؤم فى الفرس و المرأة والدار » . بعيد نيست كه عوفى مىدانسته اين كلام حديث نبوى است كما اينكه سعدى هم حديثى از رسول ص با همين تعبير بزرگان نقل كرده است
بزرگان درين ره فرس را نده‌اند * به لا احصى از تك فرومانده‌اند
لا احصى ثناء عليك انت كما اثنيت على نفسك . در سنن نسائى ( مجله ثالث جزء هشتم ص 220 ) باب شؤم الخيل آمده است : الشؤم فى ثلاثة المرأة و الفرس و الدار . الشؤم فى الدار و المرأة و الفرس ان بك فى شىء ففى الربعة و المرأة و الفرس در باب 55 سنن ابن ماجه ( كتاب نكاح حديث 1994 ) آمده است كه قال ص « ان كان ففى الفرس و المرأة و المسكن » يعنى الشؤم و باز در همين باب حديث 1995 چنين است قال : « الشؤم فى ثلاث : فى الفرس و المرأة و الدار » به گفته الزبرى از قول ابو عبيدة بن عبد الله بن زمعة از قول جدهء او زينب كه از ام سلمه شنيده ام سلمه شمشير هم به اين سه اضافه كرده است باز در باب 55 سنن
هامش
( 1 ) -مكن ، بر كف دست نه هر چه هست * كه فردا بدندان گزى پشت دست( سعدى )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 897 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )