نازكى قائممقام پوستين فنك شمردهاند . بهترين نوع آن را از هرات و مصر و آبسكون مىآوردهاند و نوع هراتى آن را بر مصرى و آبسكونى نيز ترجيح مىنهادهاند و بر سبيل تحفه به ديگر شهرها مىبردهاند و پوشيدن آن را نشان توانگرى و آسايش طلبى مىشمردهاند و آن را خود از نفانس البسهء فاخر و از جمله لوازم حشمت و جاه و جلال مىدانستهاند و در مقام بيان اسباب تجمل دستگاه اميران و بزرگان آن را نيز همچون زر و سيم و ديگر اشياء پربها شايان توجه و درخور ذكر به شمار مىآوردند
ص 330 عزل قتيبة بن ابى مسلم نايب حجاج در خراسان بدست عمر بن عبد العزيز خليفه عالم و عادل اموى نشانه اعتناى تمام اين خليفه به علم و گفتهء وى كه « والى خراسان بايد مردى عالم و عادل باشد و كسى كه از قرآن اين قدر نداند اميرى را نشايد » معيار صحيح جهت انتخاب همه عمال است .
ص 337 س 1 يزيد بن ثروان نام هبنقه است كه در حمق به او مثل زدهاند . وى از بنى قيس بن ثعلبه بود .
ص 355 س 2 « الظلم ظلمات يوم القيمه » روايتى است معروف ، در فقه اللغهء ثعالبى ( ص 589 ) و كشف الخفا ( ج 2 ص 51 ) به صورت « اتقوا الظلم فان الظلم ظلمات يوم - القيمه » است و در ادب المفرد ( ج 1 ص 565 ) و صحيح مسلم ( ج 6 ص 132 ) « ان الظلم ظلمات يوم القيامه » آمده است . در فرائد اللآل ( ج 1 ص 277 ) اين عبارت از قول رسول اكرم ص نقل شده است .
ص 371 حكايت ( 9 ) را حكيم سنايى در حديقه بنظم آورده است ( ص 545 )
عاملى در نساو در باورد * قصد املاك و چيز آن زن كرد
با دو تفاوت يكى اينكه سلطان وقت محمود غزنوى است و ديگر مظلوم پيرزنى است . استاد مدرس رضوى در تعليقات حديقه مىنويسد : در باب چهل و دوم قابوسنامه « در آيين پادشاهى » داستان تقريبا مثل حديقه روايت شده جز اينكه عامل ظالم ابو الفتح بستى است و مظلوم هم مردى از مردم نساء ( بايد مأخذ مؤلف جوامع - الحكايات همين حكايت قابوسنامه باشد ) . داستان ديگرى نيز در قابوسنامه آمده است به همين منوال از پيرزنى كه به سلطان مسعود تظلم مىكند و از عامل ولايت غور مىنالد ( تعليقات حديقه ص 617 )
جامى نيز در سلسلة الذهب ( دفتر سوم ) داستانرا ظاهرا از حديقه گرفته و و سروده است