تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 889

مساهمون:

ص٨٨٩
در سه فصل و چندين بخش . از جمله بخش نخستين « 1 » به نام‌هاى حواصل اختصاص دارد در عربى و هندى و فارسى ازين شمار است ابو جراب و ابو شلبه و ابو قربه و بجع و جمل البحر و جمل الماء و حواصل و حوصل و حوصلى و سقاء و سقاى مرغان و كى و مرغ سقا . بخش ششم « 2 » كتاب حواصل در طب و داروسازى است . قسمتى از آن به نقل مىآيد « . . . از پوست سينهء نوع سپيد آن پوستين مىساخته و گاه بدين منظور آن را با پنبهء نو مىآگنده‌اند . اين پوستين را سبك و كم دوام گاه با حرارتى اندك و رطوبتى بسيار و مناسب محروران و جوانان و صفرا وى مزاجان وصف كرده‌اند و گاه نيز پر حرارت و از برخى پوستين‌هاى ديگر گرم‌تر . . . » بخش . سيزدهم « 3 » كتاب « حواصل و بوتيمار » ذكر و بحث از حواصل در ادب پارسى است به‌همين جهت ما از ذكر شاهدهايى كه خود فراهم كرده‌ايم « 4 » چشم مىپوشيم . « پوستين حواصل » عنوان بخش هفتم « 5 » كتاب است و اين توضيح از آن بخش نقل مىشود . « . . . بر پوست سينهء حواصل سپيد پرهايى است ريز و نرم و انبوه ، در نرمى همچون كرك شتر و در سپيدى همچون پنبه . از پوست سينهء حواصلى چند از اين نوع پوستين ساخته و آن را به لطايف صنعت و كيفيتى مخصوص مىپيراسته‌اند و به ظاهر گاه براى آن آسترى نيز تعبيه مىكرده و چنان كه در سابق اشارت رفت آن را با پنبهء نو مىآگنده و در سورت زمستان و شدت سرما مىپوشيده‌اند و خود بدان گاه مرغكى مىگفته‌اند و گاه نيز حواصل يا حوصل . . . » پوستين حواصل را از ديرباز به سپيدى و لطافت ستوده و در نرمى و
هامش
( 1 ) - بخش نخستين ص 11 - 18 ( 2 ) - صفحات 19 تا 36 ( 3 ) - ص 107 به بعد ( 4 ) - از جمله « . . . و من كه بوالفضل‌ام بر آن جمله ديدم كه در سر اين دره مياورى حواصل داشتم و قباى روباه سرخ و بارانى و ديگر چيزها فراخور اين و بر اسب چنان بودم از سرما كه گفتى هيچ‌چيز پوشيده ندارمى . . . » تاريخ بيهقى تصحيح مرحوم دكتر فياض چاپ دانشگاه مشهد ص 580 از عبارت بيهقى چنين بر مىآيد كه جامهء حواصل را در زير مىپوشيده‌اند ( 5 ) - ص 63 تا 70