اشك مىراند او كه اى هندوى ز او * شير را كردى اسير دم گاو
قلعهء ذات الصور ص 22 ح 2
ص 148 اين استاد عباس و شيخ عباس در حكايت ( 2 ) همين باب عباس دوس است . صاحب غياث اللغات گويد : عباس دوس ( به فتح اول ) نام مردى كه به لطايف الحيل مشهور بود چنان كه در جامع الحكايات ( جوامع الحكايات ) قصه او مسطور است و دوس قبيلهايست از يمن و اين عباس از همان قبيله بود و از لطايف اللغات نقل كند كه عباس دوس به فتح دال و سكون موحده نام گدايى است كه بسيار مكار و مضحك بود .
اين نام در حديقه سنايى دبس است ( ص 43 س 10 ) و مولانا جلال الدين همه جا در كتاب مثنوى آن را به همين صورت دبس به كار برده و فرموده است
گفت خدمت آنكه بهر ذل نفس * خويش را سازى تو چون عباس دبس
رك به : يادداشتهاى مرحوم قزوينى ج 6 ص 21 - 23
( منقول از تعليقات حديقه )
ص 159 مصراع دوم بيت دوم به اين ترتيب تصحيح مىشود :
« كام يابنده ز بالا و بنانش رمح و تير »
ص 162 س 3 . حديث شريف نبوى بدين صورت « اياكم و الكذب فان الكذب مجانب الايمان » در جامع الصغير ج 1 ص 117 آمده است
ص 164 س 3 لو كان الكذب ينجى فالصدق انجى در فرائد اللآل ( ج اول ص 57 ) به اين صورت است ان كذب نجى فصدق أخلق
ص 180 س 8 لقب امير المؤمنين براى ابو حنيفه تازگى دارد . باغلب احتمال چون نويسنده حنفى متعصبى است اين لقب را براى مقتداى خود برگزيده . نسخه مج آن را به امام تغيير داده است ( همان صفحه حاشيه نمرهء 13 )
ص 190 حاشيه شماره 18 بر متن ترجيح دارد و صحيح همان است . اين شخص كه نامش در صفحات 191 و 192 هم آمده يعقوب بن داود بن عمر السلمى مكنى به ابو عبد اللّه است .
مؤلف جوامع الحكايات در باب او مرتكب اشتباه شده و نوشته است كه بسبب سخن راست از زندان مهدى عباسى خلاص شد . زر كلى مىنويسد ( در اعلام ) وى كاتب ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن مثنى بود و در وقعهء خروج ابراهيم بر منصور بزندان افتاد در زمان خلافت مهدى از زندان آزاد شد و وزارت يافت . طولى نكشيد كه بسعى ساعيان دوباره