كه بس در اينجا اسم است . يعنى از بسيارى قطع مسافت طاقت بار حيات نداشت
ص 77 بيت چهارم بدين صورت تصحيح مىشود
اين يكى اندر عرق غرق است و ديگر خشك لب * جسم اين لمتر شده است و بذل آن كمتر شده است
لمتر به معنى فربه و پرگوشت
ص 78 س 4 ، ناى عراقى
« . . . و مطربان خوش زخمه خوب دست خوش آواز دلنواز ارغنون ساز استاد اندر نواها ، بسيار دانا اندر پردهها ، مطرب ، چون چنگى و بربطى و نايى و ربابى و طبلكى و دفى و طرب رود و عجب رود و موسيقار و عنقا و چغانه و كمانچه و ناى عراقى و ناى انبان و ناى خراسانى و چهارپاره از اين سازها . . . » ( سمك عيار . جلد پنجم ص 209 چاپ بنياد فرهنگ ) « . . . و عجب رود و شاهناى و مشكك و نى عراقى و شبابه و موسيقار و ديگر امثال و اشكال آن بفرمودند تا بنواختند » ( طوطىنامه ص 170 چاپ بنياد - فرهنگ ايران )
طبل عراق مىزنى ناى عراق مىزنى * پردهء بوسليك را جفت حجاز مىكنى « 1 »
( غزليات شمس ص 499 )
از شواهد بالا استنباط مىشود كه ناى عراقى نوع مخصوصى از نى بوده است هرچند كه در الموسيقى الكبير فارابى و مقاصد الالحان حافظ غيبى مراغهاى توضيحى در باب آن ديده نشد و اما از عبارت جوامع الحكايات « چون ناى عراقى همه تن چشم شده » بر مىآيد كه تعداد سوراخهاى آن شايد از ساير انواع نى بيشتر بوده در مقاصد الحان از نوعى نى كه هشت سوراخ دارد نام برده اما نه با نسبت عراقى ( ر ك مقاصد الالحان ) در كتاب سازهاى ملى ايران نوشته عزيز شعبانى از ناى عراقى نام رفته است و آن را پدر
Racket
كه نوعى قرهنى و از سازهاى قديمى اروپائى باشد دانسته و نوشته است كه امام غزالى اين ساز را عراقيه ناميده ( بدون ذكر سند ) . بديهى است كه امام غزالى جز در باب جواز سماع در اسلام چيزى ننوشته و مؤلف كتاب لابد او را با فارابى اشتباه كرده است كه در اين صورت كتاب فارابى هم نامى از عراقيه يا ناى عراقى ندارد .
ص 79 س 3 « السائل حموس او كدوح » اين حديث در ص 134 س 4 بدين صورت است « السائل كدوح او فضوح » . ضبط حاشيه مطابق نسخههاى متن و مپ 2 « المسائل » آمده كه پس از مراجعه به كتب حديث مسلم شد كلمه حاشيه صحيح است و بايد انتخاب
هامش
( 1 ) - سه شاهد بالا را همكار محترم آقاى دكتر على رواقى مرحمت كردهاند .