ديگرى گفته .
زردهء شام و نقره خنگ سحر * چرخ را زير ران نبايستى
امير خسرو دهلوى گفته :
ترك من سرمكش ز پردهء خويش * دركش آخر عنان زردهء خويش
در مقدمه مرزباننامه ص 5 مصحح مرحوم قزوينى طبع تهران آمده :
« . . . امير خاقانى كه خاقان اكبر بود بر خيل فصحاء زمانه و در آن ميدان كه او سه طفل بنان را بر نى پاره سوار كردى قصب السبق براعت از همه بربودى و گرد گام زردهء كلكش اوهام سابقان حلبهء دعوى بشكافتى . . . »
وجه جمع وجهت شبه در تشبيه كلك به زرده ( اسب و اسب زرد ) رنگ زرد و حركت و چابكى در حركت است و شايد لاغرى و ميان باريكى
ص 35 س 13 حاشيه بر متن مرجح است
ص 55 س 5 حديث شريف نبوى در جامع الصغير ج 1 ص 116 « اياكم و الحسد فان الحسد يأكل الحسنات كما تأكل النار الحطب »
س 70 حكايت شماره ( 9 ) شبيه است به شرح تذكرة الاولياى عطار چاپ لندن ج 1 باب 4 ص 42 در ذكر مالك دينار
« . . . روى در كار آورد ( يعنى مالك ) و مجاهده و رياضت پيش گرفت تا چنان متغير شد و نيكو روزگار كه در بصره مردى بود توانگر بمرد و مال بسيار بگذاشت . دخترى داشت باجمال ، دختر به نزديك ثابت بنانى آمد و گفت اى خواجه مىخواهم كه زن مالك باشم تا مرا در كار طاعت يارى دهد . ثابت با مالك بگفت :
مالك جواب داد كه من دنيا را سه طلاق دادهام . اين زن از جملهء دنياست مطلقهء ثلاثه را نكاح نتوان كرد . . . »
ص 71 س 8 سه طلاق بر گوشه چادر دنيا بستن به معنى آمادهء ترك هميشگى آن بودن است « در حال چهار تكبير ملك خواند و عروس پادشاهى را سه طلاق بر گوشه چادر بست » مرصاد العباد مصحح دكتر امين رياحى ص 221
ص 71 در حكايت 10 محمد بن احمد بغدادى به طور قطع محمد بن احمد بن على بغدادى مكنى به ابو طالب معروف به ابن العلقمى ( 593 - 656 ) وزير مستعصم و اديب مشهور نيست
ص 72 س 2 بنا بگفته خود مؤلف در اول حكايت نام اين شخص محمد است خلاف همه نسخ كه احمد ضبط كرده است
ص 74 س 10 « از بس قطع مسافت طاقت بار حيات نداشت » با اضافهء بس به قطع خوانده مىشود