تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 881

مساهمون:

ص٨٨١

استدراكات و توضيحات

مقدمه ص هفتاد و هشت س 12 خدمتى : با ياى وحدت به معنى نامه است و با ياى نسبت به معنى هديه . شاهد براى مورد دوم از صفحه 44 سطر 7 و صفحه 88 سطر 9 و صفحه 122 سطر 1 آورده مىشود « خدمتى كه لايق بود راست كرد » « و پدر او هر سال به خدمت امير المؤمنين تقرب نمودى و به حضرت خلافت خدمتىها فرستادى » و « آن شمشير را با خود همراه كردم تا به وجه خدمتى پيشكش او كنم » شايد خدمت درين بيت سعدى :
بازآ و جان شيرين از من ستان به خدمت * ديگر چه برگ باشد درويش بىنوا را
هم به معنى هديه باشد . ص 8 س 6 « و ايشان را در اين باب اثر است » اعادهء ضمير ايشان به آدميان از ابهام عبارت نمىكاهد و به شراب‌ها خالى از اشكال و مخالفت استعمال نيست . در هر دو حال وجهى از جهت معنى براى آن ميتوان يافت يعنى طبايع آدميان و شراب‌ها و نوع آنها سبب افعال و احوال و صفات است . در نسخهء مج به جاى « ايشان را » « اسبانرا نيز » ضبط شده است كه شايد تصحيف « اسبابرا نيز » باشد كه البته عبارت را از گنگى و ابهام دور مىدارد و انسب است ، هم امتياز آدميان از جانوران در انعكاس و انفعال بر مىآيد و هم تأثرپذيرى جانوران و مؤيد اين مقال تأثر جانوران است از موسيقى
اشتر به شعر عرب در حالت است و طرب * گر ذوق نيست ترا كژ طبع جانورى
* * *