مشك خرد 612
رمح به ضم اول - نيزه ، رماح جمع آن است 621
رميم به فتح اول - پوسيده و كهنه 124 357
رنجاندن - شكنجه دادن 382 - 495
رنجيدن - بد آمدن 650
رنود جمع رند - زيرك ، محيل ، لاابالى 212
رواتب جمع راتبه - مقررى 586
روايى - رواج 709
روح و راح - روح به فتح اول بمعنى آسايش و راح به معنى نشاط و باده 710
روزدزد - دزدى كه روز دزدى كند و كنايه از جسارت و بىشرمى دزد است .
مقابل شبدزد و شبرو 523
روشن بودن آب - كامروايى 411
روشنائى كردن - چراغ يا شمع افروختن 128
ريواج - ريواس 254
روىپوشيده - عفيف 746
روئين بودن روى آب - كنايه از يخ بستن 325
روى پوش دادن - فلزى را به فلز ديگر آب دادن 490
رويت - عقل ، فكر و تأمل 73 - 557
رويت يوسفى 73
رهبت به فتح اول - خوف 223
زال 735
زاهد ظاهر مفسد سريرت ( با اظافه ظاهر به مفسد ) 153
زبان دادن - وعده دادن 320
زبان درآويختن - لكنت 8
زبان تطاول 684
زبانيه دوزخ به فتح زا - ملائك دوزخ مفرد آن زبنيه به كسر و تخفيف است 90
زحمت دادن : كنايه . . . 611
زجر - بازداشتن و منع كردن
زخمخوارى نقره - چكش خوردن و ضربت پذيرفتن نقره 607
زخم رسيده ( ميوه ) - ميوهء لكدار و پوسيده 245
زرادخانه - محل اسلحه و ذخاير نظامى 223
زربه آهستگى در تصرف آوردن - كنايه از به درايت و تأنى خرج كردن است 462
زر تمام وزن به كسر راء 362
زر خلاص - زر خالص 631
زدن ( داررا ) - بر پاى كردن دار 676
زردروى شدن - خجل شدن 246
زرصورت مسسيرت ، بكسر حرف ششم 153 - 576
زر مضروب - زر مسكوك 168 - 169
زفاف كردن - عروسى كردن 288
زمان دادن ( كسى را ) - منتظر گذاشتن ، معطل كردن 717
زمين مقدس 698
زمين خوشروى - زمين قابل رويش و كشت
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 857
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٥٧