تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 856

مساهمون:

ص٨٥٦
ذو الودعات - صاحب قلاده ، ( لقب يزيد بن ثروان معروف به هبنقه ) 338 راحت - مرادف ذوق به معنى خوشحالى آمده است 514 راست ايستادن - استقرار يافتن 168 راست بركشيدن - درست و بىتقلب وزن - كردن 362 راست كردن - مهيا كردن 92 - 205 - 357 - 594 راست كردن - محقق ساختن 281 راست كردن « كسى را با كسى » - موافق كردن 506 راست كردن سخن - اثبات صدق سخن 178 راهدار - راهزن 585 راهدارى 414 راه‌آورد - سوغات 152 راه كاهكشان - راه شيرى 121 راى زدن - چاره كردن و تدبير انديشيدن 649 ربع ، به فتح اول - سراى و محله ربع مسكون به ضم اول - - قسمت معمور زمين كه يك چهارم كره خاك است 500 ربقه ، به كسر يا فتح اول و فتح سوم - حلقه ورسن كه به گردن ستور بندند 80 رجوع كردن « به فعل كسى » - تبعيت كردن از كسى 697 - بازگرديدن رحال به كسر اول جمع رحل - پالان شتر 192 رحم آمدن سنگ بر كسى 675 رحمت « 1 » - مهر و رحم 374 ، 474 رخنه شدن ( - شمشير ) - قراضه شدن 620 رسيدن - لمس كردن 739 رشد - شعور ، رشد عقلى 313 رطب اللسان به فتح اول - تر زبان 411 - 661 رطل شراب - پيمانهء شراب 9 رعنايى - خودآرايى و زيبايى و دورنگى 728 رفات به ضم اول شكسته و از هم ريخته 357 رفاف به تشديد دوم اين لغت را در معنى رفوگر « 2 » ( رفاء ) به كار برده است . از ساخته‌هاى ايرانيان است كه بندرت استعمال شده 156 رفتن بر ( آن جمله ) - مطابق دستور عمل كردن 245 رفتن - رفتار كردن 250 رفتن چشم - كور شدن 679 رفتن كار - سامان گرفتن كار 542 رفته - مرده 614 رفض دنيا ، به فتح اول - ترك دنيا 203 رق به فتح اول و تشديد قاف - بندگى 563 رقبه به فتح اول و دوم - گردن 80 رقعه بر منبر گرفتن - از عالم دعا خواستن و كاغذ در مزار دادن 494 ركوه به فتح اول و سوم - كوزهء آب‌خورى
هامش
( 1 ) -همى رحمت آرد به تو بر دلم( فردوسى ) ( 2 ) -كرده در كار علم رفاف كار قرمزى * ريشه نعلك زده نعلم در آتش مىكند( نظام قارى به نقل از ( لغت‌نامه دهخدا )