تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 859

مساهمون:

ص٨٥٩
سخط با دو فتحه يا دو ضمه و ضمه و سكون - ناخشنودى و خشم سخن چون شير و شكر خوردن - به خوبى فريب خوردن باشد 223 سخن در روى كس گفتن - سخن روباروى گفتن 190 سد اسكندر « 1 » - ديوار چين است كه گمان مىكردند آن را اسكندر مقدونى براى جلوگيرى از حملهء قوم يأجوج و مأجوج ساخته است 77 سرابان - سراىدار 105 - 106 سراپرده بيرون زدن - حركت به قصد سفر 372 سراير به فتح اول جمع سريره - خصلت و طبيعت 154 سراندرون به سكون حرف دوم - متكبر 322 سربرداشتن ( از تن ) - سر بريدن 373 سر برداشتن - گردن زدن ، سر بريدن 360 سرپوش از سر طبق برداشتن - كنايه از فاش كردن راز است 735 سرجريده به سكون حرف دوم - ابتداى دفتر ، سرلوحه 117 سر خويش گرفتن - دنبال كار خود رفتن ، بسلامت از معركه بدر رفتن 106 سرخيل به سكون حرف دوم - رئيس 618 - 619 سر خود گرفتن - دنبال كار خود رفتن 630 سرخيل به سكون حرف دوم - اسفهسالار 704 سر در راه زدن - موافقت كردن ، از عالم سر درآوردن 706 سر درآوردن ( با كس ) - موافقت كردن 675 - 677 سر در كشيدن - سر فرو بردن 579 سرسبك به سكون راء - ريخته‌موى ، طاس 322 سعر به كسر اول - نرخ 174 سعى بردن - كوشش كردن 332 سعى جميل با اضافه كلمه اول به دوم 712 سفاح بكسر اول - زنا 720 سفر قبله - حج 721 و جاى ديگر سفك دماء به فتح اول - خونريزى 102 سقايه‌هاى خوارزم - به كسر اول جاى آب خوردن 317 سلاح راست كردن ( بر خود ) - اسلحه بستن 615 ، 619 سلاح فرمودن - فعل دو متعدى است 223 سلامتى ( الحاق ياء مصدرى به آخر مصدر عربى . از اين جمله است خجالتى و راحتى ) 604 سلامت‌طلبى - صلح‌جويى 299 - 301 سلطان دل با اضافه كلمه اول به دوم 72 سلف ( به سلف دادن ) - نوعى معامله است كه بهارا پيش مىپردازند 444 سليحدار 549 سليطه - زن دراززبان چيره بر شوى 713 738 سليم‌دل با سكون ميم - ساده‌لوح 72
هامش
( 1 ) -سد سكندر زده‌ام از سپاه * فتنهء يأجوج مغل را پناه( امير خسرو )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 859 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )