تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 855

مساهمون:

ص٨٥٥
دل ( كس را ) نگاه داشتن - دل بدست آوردن 435 دل‌مشغول بودن ( به كسى ) - نگران بودن 119 دليرى - جسارت 370 - 566 - 595 دليل كردن - حاكى بودن 73 دمار برآوردن - هلاك كردن 75 دمار - هلاك 488 دمدمه - وسوسه 616 دمدمه خوردن - فريب خوردن 738 دمدمهء موكب و علم 356 دمدمه خواندن - وسوسه كردن 250 دمگاه گلخن ، به فتح اول - آتش‌خانه حمام 611 - 612 دم‌گرفتن ( كسى را ) - خفه شدن 715 دنبال - دم 125 دندان زنى - گزند 100 دندان بر كار كس دراز كردن - كنايه از طمع داشتن است 688 دوات‌دار 566 دوچار خوردن ( شايد - دو چهار خوردن ) : سينه به سينهء كس درآمدن و روبرو شدن 18 دوختن - دوشيدن 485 دوحه - درخت 27 دورباش - چوبى كه به آن نامحرمان را مىراندند 408 دورباش راندن - با دورباش كسى را زدن 550 دوستروى - عزيز ، دوستروى بودن - دوست به حساب آمدن 83 دوشاب - شيرهء انگور و خرما 255 دولتخانهء مراد 73 دويت - ممال دوات 240 دهقنت - كشاورزى ، ده‌دارى 138 ده يازدة ( سود كردن ) و ده دوازده « سود كردن » 148 ديباچهء روى « 1 » 84 ديت - خون‌بها - 154 - 332 ديدن ( در چيزى ) 524 ديگ پختن - چيزى پختن 119 ديگر - بعد از آن 718 ديم - روى 506 دينار مغربى 475 دينار نشابورى 142 ديوانه ساختن - خود را به ديوانگى زدن 666 - 739 ديوچه - بيد ، موريانه ، زالو « و ديوچه كه جامه موئى را تباه كند بگيرند و نوشادر و سنب خرسوخته هرسه به سركه بسايند و طلى كنند » « به نقل لغت‌نامه دهخدا از ذخيره خوارزمشاهى » 200 ديوگير صورت‌بين - جن‌گير طالع بين 73 ذكر در قلم آوردن - گزارش‌نامه نوشتن 542 - در قلم آوردن
هامش
( 1 ) -به ديباچه بر ، اشك ياقوت فام« سعدى »