تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 853

مساهمون:

ص٨٥٣
در دريا نشستن - بر كشتى سوار شدن 677 در دل خويش كردن به كسر لام - پنهان كردن 494 درد كردن - درد آمدن و اثر كردن 98 در رسيدن - متولد شدن 86 در رفتن - داخل شدن 120 - 616 در روى افكندن - به روى خوابانيدن 370 در رفتن آتش بر سر كسى - خشمگين شدن 415 در زير ديوار گرفتن ( كسى را ) - ديوار بر سر كسى خراب كردن يا كسى را در ميان پى ديوار گذاشتن 548 در ساختن ( با كسى ) - رويهم ريختن 516 در سر كس فرستادن « 1 » 451 درست مغربى ماه - درست مغربى - زر خالص ، سكه زر مغربى 135 درست شدن - ثابت شدن 190 درس كردن - درس دادن 201 درست - سكه ، پول درست 150 درشكستن ( شب ) - گذشتن شب از نيمه 513 - 619 در ضمان ( - كسى يا چيزى ) ماندن - در حفظ ماندن 377 در قلم آوردن - يادداشت كردن ، صورت - برداشتن 573 دركات جحيم - طبقات دوزخ 154 دركردن ( كارد ) - فرو كردن 683 در كسى آويختن - گريبان كسى را گرفتن 614 در كار آمدن - روى كار آمدن 446 در گردن كس كردن - به گردن كس انداختن 450 در مطالبه كشيدن - بازپرسى توأم با شكنجه - 106 - 537 مطالبت كردن در ميانه گرفتن - ميانه‌روى كردن 458 در مقاطعه آوردن ( ديه‌ها را ) - مقاطعه كردن 571 - 572 در مواجهه - روبرو 567 درنظر آوردن - بخاطر سپردن ، مرور كردن 82 - 744 در وجه نهادن - صرف كردن 546 دروغ‌زن - درغگوى 165 دره بكسر اول و دوم و تشديد دوم - شلاق 399 درهم آويختن - به معنى 715 دريادل - بلندهمت 636 دريغ - حيف 721 دريافتن - جبران كردن و تدارك كردن 284 درين نزديكى - درين وقت كم و بدين زودى 706
هامش
( 1 ) -كس فرستاد به سر اندر عيار مرا * كه مكن ياد به شعر اندر بسيار مرا( رودكى )