تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 852

مساهمون:

ص٨٥٢
خويشتن‌شناس - متكى به خود 242 خويشتن‌شناسى - وظيفه‌شناسى 251 خيريت 640 دارزدن - دار بر پاى كردن 525 داشتن در پيش خود ( كسى را ) - ايستاده نگه داشتن 369 - 381 داشتن - نگهدارى كردن 145 - 600 داشتن - گماردن 324 دانستن - توانستن 386 دانگ - قسمت 115 داه - خادم و پرستار و دايه 607 دباغ - پوست پيرا 636 دبير پيشگان 240 دبيرستان - مكتب 404 دبيرپيشه 511 دجاج به تثليت دال و بهتر است كه به فتح گفته شود - ماكيان و خروس 425 دخل گرفتن - بهره بردن 459 دخيل بودن - تازه‌وارد ، ناوارد و تازه‌كار بودن 718 در ايستادن - اقدام كردن ، تصميم گرفتن 702 درآمدن - داخل شدن 610 درآويختن - نزديكى و مجامعت 513 درآوردن - وارد كردن 168 دراعه بضم اول و تشديد را و فتح عين ، در فارسى گاهى با تخفيف را - جامه جلوباز كه بيشتر از پشم درست مىشود 199 درانداختن ( صيد ) - بدام آوردن 155 در بندان دادن - محاصره كردن 291 دربند - قفل و بند 123 دربند كسى شدن - مزاحم شدن و پاپى شدن 377 در پشت كشيدن - بدوش بردن 259 در پايمال خاك آوردن - هلاك كردن و به خاك نشاندن 76 در پى كسى نشستن - اصرار در بدست آوردن كسى 505 در توقف داشتن - فرمان نبردن ، انجام ندادن ، سستى و اهمال در انجام دادن 335 در تاب شدن - خشمگين شدن 165 در توقف داشتن - موقوف كردن ، پنهان كردن ، نگه داشتن 154 - 404 در تحصيل رساندن ( اموال ) 572 درج به فتح اول - طومار ، منطوى ، مندرج 205 - 206 در جريده آوردن - بشمار آوردن 439 در جوال كردن كسى را - گول زدن 150 در حكم كس بودن - در حباله نكاح كس بودن 670 در حكم ( كسى ) آوردن ( خود را ) - به زنى كسى درآمدن 140 در خود نگنجيدن - كم‌ظرفى و خود گم كردگى 530 در خود كشيدن - در آغوش كشيدن 513 در خواب ساختن ( خود را ) - خود را به خواب زدن 564