تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
خسور - به ضم اول - پدر شوهر و به معناى اعم پدر و مادر زن و شوهر را گويند 736 خشك ريشى - سماجت ، احمقى 695 خشم‌آلود 704 خصمى - دشمنى 498 - 662 خصمى كردن - دشمنى كردن 544 خصم - طرف 749 خصم‌بند 454 خصومت در پيوستن - دشمنى آغاز كردن 74 خط آزادى بكسر دوم - سند آزادى و حريت 42 خطبه كردن به كسر اول - خواستگارى - كردن 48 - 87 - 128 - 288 خطبه كردن به ضم اول - عقد كردن 140 خطر يافتن - به بزرگى رسيدن 434 خطر تعيين كردن - تعيين وجه شرط و گرو 628 خطر كردن - شرط بستن 630 اقدام به كار مهم و خطرناك كردن 628 خطر بردن - شرط بردن 631 خطر - وجه گرو و شرط 641 خطستدن - قبض گرفتن 595 خلاف كردن - مخالفت كردن 214 خلاص دادن - آزاد كردن 399 خلخال - حلقه‌اى كه زنان و كودكان به مچ پاى اندازند ، پاى برنجن 144 خلوت‌خانه با سكون تا 604 - 605 خلوت كردن - به معنى 648 خلوت ساختن - گوشه گرفتن 198 خمار شكستن - رفع ملال 709 خنب - خم 264 خنصر - انگشت خرد 526 خواهنده « 1 » - سائل 85 - 149 - 393 - 621 خواربار - آزوقه 442 خوان كشيدن - سفره گستردن 25 - 467 خواستن - تزويج كردن 287 - 288 خواستن « 2 » - زن خواستن خواستگارى - كردن 4570 - 46 - 140 - 378 - 665 - 710 خواستارى كردن - خواستگارى كردن 47 خواب خرگوش دادن ( خود را ) - خود را به غفلت زدن 556 خوارى - شكنجه 401 خود را به كسى دادن 717 خود را در خواب ساختن - خود را به خواب زدن 120 خوش‌روى - زمين 636 خوش‌هوا - 406 خون كردن - كشتن 615 خويشتن به نزديك كس آوردن - آمدن با ضعف و پريشانى نزد كسى 465 خويشتن‌دار - عفيف 682 خويشتن‌بين « 3 » - خودپسند و خودخواه 686
هامش
( 1 ) -نه خواهنده‌اى بر در ديگران * به شكرانه خواهنده از در مران( سعدى ) ( 2 ) -ز من پاك تن دختر من بخواه * بيايد بخواهد و را از پدر( فردوسى ) ( 3 ) -خدابينى از خويش‌بين مخواه( سعدى )