تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 850

مساهمون:

ص٨٥٠
لرزنده و جنبنده خاكسار - خاك بر سر 74 خالى كردن - خلوت كردن 53 - 59 - 448 خالى گشت - خلوت شد 326 خالى فرمودن - دستور خلوت كردن دادن ( دو متعدى ) 650 خالى شدن - خلوت شدن 113 خام قلتبان « 1 » - 314 خام - پوست دباغى نشدهء حيوان 306 خام طمع 97 خانه - زن و اهل خانه 674 خاندان داشتن - اصالت داشتن 299 خانه زدن - خانه ساختن 386 خانه داشتن - قوادى كردن 257 خايسك « 2 » - پتك ، چكش 538 - 629 خداىترس « 3 » 675 خداى ناترس « 4 » 397 - 398 خداى ناترسى 673 خدمت - نامه 291 خدمت كردن - تعظيم كردن و شرط ادب بجا آوردن 54 - 59 - 61 - 183 - 605 خدمت دريافتن - باريافتن ، درك حضور كردن 47 خدمت فرمودن - واگذاشتن شغل 241 خدمتى - پيشكش و هديه 88 - 122 خرافات به ضم اول جمع خرافه - سخنان بيهوده - خرافه نام مردى پرى زده بوده است از عرب كه آنچه از پريان ميديد نقل ميكرد و مردم او را باور نمىكردند و آن سخنان را بيهوده مىپنداشتند 231 خراميدن - مطلق رفتن است « سلطان محمود به هرات خراميده بود » 604 - 622 خراشيدگى - زشتى 671 خرابات - محل فسق اعم از ميخانه ، قمار خانه و قحبه‌خانه 399 خرده - تقصير و كوتاهى 435 خرده - قراضه 254 خرسند گردانيدن - راضى كردن و شاد - كردن ، خرسندى نمودن - اظهار رضايت و شادى كردن 680 خروج كردن - قيام كردن 222 - 223 خريطه - كيسه‌اى از پوست و مانند آن كه در آن چيزى نهند و در انرا به بندند 143 144 - 145 خستن - آزردن ، مجروح كردن 134
هامش
( 1 ) -تا به تو خام قلتبان چه رسد( خاقانى ) ( 2 ) -چو سندان كسى سخت‌روئى نكرد * كه خايسك تأديب بر سر نخورد( سعدى ) ( 3 ) -خدا ترس را بر رعيت گمار * كه معمار ملك است پرهيزگار( سعدى ) ( 4 ) -نقاش چيره‌دست است آن ناخداى ترس * عنقا نديده صورت عنقا كند همى( كليله و دمنه )سياهان براندند كشتى چو دود * كه آن ناخدا ناخداترس بود( سعدى )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 850 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )