تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 849

مساهمون:

ص٨٤٩
حجام به فتح اول و تشديد ثانى - موى تراش و حلاق 116 - 320 حجت بر كسى لازم گردانيدن 547 حجله خانه 719 حد - در اصطلاح شرع مجازاتى است كه دين مبين اسلام براى جرم تعيين كرده است و آن تنبيه بدنى و مقدارش قطعى است 103 حد زدن - مجازات كردن 163 حدت - به كسر اول و تشديد ثانى - تيزى و تندى حدثان - به كسر اول و سكون ثانى يا فتح اول و دوم ، حدثان دهر - سختىهاى روزگار 357 حديث كردن - صحبت كردن 97 حرائر - آزادگان ( حرائر مخدرات ) 641 حرد به فتح اول و سكون دوم - غضب 621 حريفى كردن - هم‌پياله شدن 431 - 618 حريفان ظريف - به معنى 620 حزر به فتح و تقديم زاء نقطه‌دار بر راء بىنقطه - تخمين محصول غله و ميوه 498 حسن ذوق - حسن ذائقه 110 حسن تعبيه - چاره‌گرى و لطايف الحيل 720 حشمت داشتن - بيم داشتن ، ملاحظه داشتن 733 حشمت از ميان برخاستن - از ميان رفتن شرم و حرمت حشيش - گياه خشك 70 حصا به فتح اول جمع حصاة - سنگ‌ريزه 357 حصار كردن ( شهر را ) - بستن براى دفاع 303 حفار - گوركن 614 حفره بريدن - حفره كندن 523 حفره بريدن « 1 » - نقب زدن 109 حق بدست كسى بودن - حق بجانب كسى بودن 362 - 500 حكايت بازكردن - حكايت بازگفتن 693 حلق كردن - سر تراشيدن به معنى لازم 322 حلق كردن - تراشيدن 320 - 660 حليه به كسر اول - زيور 145 حلى و حلل - حلى به ضم اول و تشديد سوم جمع حلى به فتح اول و سكون دوم و سوم بمعنى پيرايه‌ها و زيورها ( منتهى الارب ) و نيز جمع حليه است و در فارسى به تخفيف ياء نيز مستعمل مىشود ( غياث اللغات ) - حلل به ضم اول و فتح دوم جمع حله به ضم اول و تشديد و فتح دوم بمعنى ازار ، ردا ، بردهاى يمانى 18 - 19 - 144 حمل به كسر اول - بار 704 حميم به فتح اول - آب گرم 243 خاصگى - نديم ، مقرب 84 - 681 خاصگيان 221 - 587 خاص خانه به سكون صاد - اندرونى 427 خاطب - خواستگار و طالب 706 خافق شدن - نمودار شدن 555 ، خافق -
هامش
( 1 ) -آن شنيدستى كه شب دزدى عنيد * در بن ديوار حفره مىبريد( مولانا )