و مرتب كردن حركات كسى 428
تهور كردن - بىآبروئى كردن ، رسوائى كردن ، گستاخى كردن ، 717 - 733
تهور - شقاوت 578
تير هيأت كمان قامت ؛ كنايه از مار است 598
تير گرفتن ( در كسى ) ؛ به تير بستن ، تيرباران كردن 593
تيسير - آسانى 557
تيغ گوهردار - شمشير جوهردار 542
تيغ گذاشتن - كشتن 163
تيم - سراى ، كاروانسراى 106 - 112 113
ثناى رائق - ثناى صاف و خالص و لطيف 644
« ج ، چ ، ح »
جامه كردن - جامه فراهم كردن 242
جامه كشيدن - جامه از تن بدر آوردن 403 - 617 ،
جامه از خود كشيدن - برهنه شدن 642
جامهء خواب - رختخواب 142 - 727
جامه كردن - جامه بافتن 672
جانباز - شجاع 620
جاندار - محافظ 413 - 587 - 588 597
جان به تك پاى بردن - بشتاب جان را نجات دادن 327
جان پاشيدن - جان نثار كردن 591
جاى خالى كرد - خلوت كرد 563
جاى نگاهداشتن - صبر كردن 711
جبهت به فتح اول - پيشانى
جثه - جسد 717
جراب به فتح اول يا كسر - انبان و توشهدان جرس جنباندن ؛ كنايه از سر و صدا راه انداختن و بصداى بلند سؤال كردن است 135
جريده - دفتر اسامى 222 - 488
جريب - مساحتى از زمين برابر با 000 / 10 متر مربع 158
جزع به فتح اول - سنگى است سياه و سفيد با خالهاى سفيد و زرد و سرخ و سياه و كنايه از چشم است 398
جسر - پل و در اينجا مقصود پل رودخانه دجله است 54 - 55
جفا گفتن - دشنام دادن 173 - 474
جفت گرفتن 488
جفت افكنى 257
جلاجل به فتح اول و كسر سوم جمع جلجل به ضم اول و سوم - زنگله 125
جلوه - نشستن عروس بر تخت به منظور