تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 846

مساهمون:

ص٨٤٦
تقاعد نمودن - دورى جستن 431 تقتير - تنگ كردن نفقه بر عيال 469 تقديم ( كار ) - به ثمر رساندن 550 تقديم نمودن - به كار بردن ، اقدام كردن ، به جاى آوردن 430 - 523 - 668 - 697 تقديم - برترى 639 - 640 تقدير مقدر با اضافه اول به دوم / 75 تقريب - نزديك گردانيدن كسى را به خود 486 تقرب كردن - نزديك شدن 613 تكلف كردن - دلجوئى كردن ، مهربانى كردن / 147 تكليف كردن - سعى كردن ، كوشش كردن 629 تقلد - عهده‌دارى 244 - 572 تقلد كردن - به عهده گرفتن 439 تقليب تيغ با اضافه اول به دوم - ساختن تيغ / 87 تقيل - شبيه بودن و مانستن به كسى ، در نيمروز شراب خوردن 235 تلبيس ابليس تلقين كردن - ياد دادن 210 - 211 تماشا كردن - تفريح كردن ، گردش كردن عيش كردن 89 - 155 - 156 - 468 - 706 - 717 تمام بودن - كفايت كردن و بسنده بودن 55 - 98 - 100 تمام كردن ( كسى را ) - كشتن 550 - 551 تماشا - خوش‌گذرانى ، تفريح 472 473 - 630 تمام‌قد - بلند بالا 508 تماشا - گردش 278 تمام شدن - كامل شدن 366 تمنى بردن - آرزو كردن 208 تمويهات 447 تمويه - نيرنگ 202 - 576 تناكر - ناشناختن 533 تنبول - پان ( گياهى است ) 731 تن زند ( مرد خسيس دايم در جهل تن زند - مرد بلندهمت حاصل كند هنر ) 434 تن زدن - خاموش شدن امتناع كردن تنكى - نازكى 205 تنگ‌چشمى « 1 » - تنگ نظرى 26 - 263 تواضع مستان با اضافه اول به دوم 610 توزيع كردن - سهم‌بندى كردن 154 توفير - افزونى 537 توفيرات ، 571 توقيع فرمودن 568 توقيع - امضانامه و فرمان 344 توقيع كردن 170 توقيع كردن قصه : بر پشت نامه نوشتن 657 تهذيب دادن ( كسى را ) - ادب آموختن
هامش
( 1 ) -به تنگ چشمى آن ترك لشكرى نازم * كه حمله بر من مسكين يك قبا آورد( حافظ )