تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 845

مساهمون:

ص٨٤٥
تراجع - بازگشت و منقلب شدن 240 تراجع گرفتن - خراب شدن 512 تربيت فرمودن - مهربانى و نوازش 45 ترجمان - مترجم 169 - 170 ترحيب - خوشامد گفتن 104 تردامن - نااهل 470 ترسايى - كفر و بىدينى ، ( پارسايى را به ترسايى بدل كردن ) - از زهد به كفر گراييدن 576 ترشيح - تربيت و شير دادن 87 تركان يغما 67 ترهات جمع ترهه به ضم اول و تشديد حرف دوم - ياوه 692 ، 706 تزريق - ريا و نفاق و دروغ ، كسى را به ريا و دروغ نسبت كردن 204 تزوير خريدن - فريب خوردن 616 تسديس مشترى : هرگاه ميان دو برج يا دو كوكب شصت درجه فاصله باشد ( معادل 6 / 1 فلك ) اين حالت را تسديس خوانند تسويل شيطان - آراستن شيطان گناهان را در نفس مردم 674 تشريف ارزانى داشتن - به كسى افتخار دادن 406 تشريف ( خاصه ) دادن - خلعت مخصوص بخشيدن 175 تشنيع زدن - زشت گفتن به كسى ، دشنام دادن 115 تشنيع - دشتام ( به تشنيع مال ببرد ) 494 تشهير كردن - رسوا كردن 579 تضريب كردن - نمامى كردن 52 تطاول - سركوفت 709 تعاقب كردن - تعقيب كردن 736 تعرص - اقامت نمودن به جائى ( تعرص قاذورات مزابل ) 504 تعرض رسانيدن - آزار رساندن 43 تعرف - آشنا شدن ، شناختن 278 تعرف كردن - تحقيق كردن و غور كردن 519 - 702 تعريض - به كنايه سخن گفتن تعريك - گوشمال دادن 52 - 79 - 394 تعريف كردن ( خود را ) - معرفى كردن ، شناساندن 263 تعزيم - خواندن آيات قرآنى در عزايم 523 تعلق ساختن - توجه كردن 307 تعلق ساختن ( به چيزى ) - دل بستن 21 تعلق كردن ( به مال ) - مباشرت در مال 313 تعميم دادن - عملى كردن 660 تعنيف - زور ، عنف 538 - 614 تعهد كردن - پرستارى كردن 116 تعيير كردن - تقبيح كردن 31 تغابى - غفلت ورزيدن 517 تغرير - فريب 576 تغرير خريدن - فريب خوردن 616 تفصى جستن مصدر باب تفعل - خلاصى جستن از تنگى و دشوارى / 18