تراجع - بازگشت و منقلب شدن 240
تراجع گرفتن - خراب شدن 512
تربيت فرمودن - مهربانى و نوازش 45
ترجمان - مترجم 169 - 170
ترحيب - خوشامد گفتن 104
تردامن - نااهل 470
ترسايى - كفر و بىدينى ، ( پارسايى را به ترسايى بدل كردن ) - از زهد به كفر گراييدن 576
ترشيح - تربيت و شير دادن 87
تركان يغما 67
ترهات جمع ترهه به ضم اول و تشديد حرف دوم - ياوه 692 ، 706
تزريق - ريا و نفاق و دروغ ، كسى را به ريا و دروغ نسبت كردن 204
تزوير خريدن - فريب خوردن 616
تسديس مشترى : هرگاه ميان دو برج يا دو كوكب شصت درجه فاصله باشد ( معادل 6 / 1 فلك ) اين حالت را تسديس خوانند
تسويل شيطان - آراستن شيطان گناهان را در نفس مردم 674
تشريف ارزانى داشتن - به كسى افتخار دادن 406
تشريف ( خاصه ) دادن - خلعت مخصوص بخشيدن 175
تشنيع زدن - زشت گفتن به كسى ، دشنام دادن 115
تشنيع - دشتام ( به تشنيع مال ببرد ) 494
تشهير كردن - رسوا كردن 579
تضريب كردن - نمامى كردن 52
تطاول - سركوفت 709
تعاقب كردن - تعقيب كردن 736
تعرص - اقامت نمودن به جائى ( تعرص قاذورات مزابل ) 504
تعرض رسانيدن - آزار رساندن 43
تعرف - آشنا شدن ، شناختن 278
تعرف كردن - تحقيق كردن و غور كردن 519 - 702
تعريض - به كنايه سخن گفتن
تعريك - گوشمال دادن 52 - 79 - 394
تعريف كردن ( خود را ) - معرفى كردن ، شناساندن 263
تعزيم - خواندن آيات قرآنى در عزايم 523
تعلق ساختن - توجه كردن 307
تعلق ساختن ( به چيزى ) - دل بستن 21
تعلق كردن ( به مال ) - مباشرت در مال 313
تعميم دادن - عملى كردن 660
تعنيف - زور ، عنف 538 - 614
تعهد كردن - پرستارى كردن 116
تعيير كردن - تقبيح كردن 31
تغابى - غفلت ورزيدن 517
تغرير - فريب 576
تغرير خريدن - فريب خوردن 616
تفصى جستن مصدر باب تفعل - خلاصى جستن از تنگى و دشوارى / 18
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 845
مساهمون: سديد الدين محمد عوفى
ص٨٤٥