« پ »
پاس ، هر شبى مر شاه را به نوبت پاس داشتندى و هر پاسى يك كس بنشستى 597
پاكيزه جامه ، 496
پاك داشتن بستر - عفت نگاهداشتن 741
پالودهء معقود - پالوده حلوائى كه از نشاسته يا آرد گندم ميساختند و با عسل يا شربت قند مىخوردند چيزى نظير مسقطى يا يخنى 268
پاياب دادن - نجات دادن 739
پاىكشان رفتن - به زحمت راه رفتن 415
پاى جنازه گرفتن - زير تابوت رفتن 613
پاىكوب - رقاص 256
پاى چپ بازپس نهادن 256
پاييدن - انتظار كشيدن 277
پايگاه - پايين 717
پاىافزار چست - كفش قبراق 714
پخته بودن نان - برآمدن كام 411
پخته شدن نان - كام يافتن ، به مراد رسيدن 305
پردلى - دليرى و جسارت 107
پرداختن - تمام كردن و آماده ساختن 206
پرداخته شدن - آسوده شدن ، فارغ شدن ، آماده شدن 224 - 226
پرداختن معامله - انجام دادن معامله 247
پرسيدن - احوالپرسى و تلطف كردن 473
پرىوار درگذشتن ( در باب اردشير ساسانى است ) - به مفاجا مردن 207
پست به كسر اول - آرد هرچيز ، قاووت 496
پست و شكر « 1 » - آميختهاى بوده كه براى تبريد مىخوردند 497
پسنديده - كفو 591
پشت دادن - فرار كردن 293
پشيمانى خوردن 454
پناه گرفتن ( به كسى ) - به كسى پناه آوردن 618
پوست كشيدن - پوست كندن 208
پيدا كردن - ممتاز كردن ، مشخص كردن ، جدا كردن 582
هامش
( 1 ) -بياورد جامى ز ياقوت زرد * پر از شكر و پست با آب سرد( فردوسى )